تاج السلطنه
مقدمه 8
خاطرات تاج السلطنه ( فارسى )
على الرسم ، به دايهاش سپردند ؛ و در هفت سالگى ، به مكتب فرستادند . تحصيلاتش به جايى نيانجاميد ؛ چرا كه ، « اخلاق بد و خودسرى و عدم اعتناى » وى به تعلم ، معلم را ناچار از آن داشت كه « از معلمى صرف نظر نموده و نقال » شود . چه ، « معلم اگر مىخواست به درشتى و ضخامت و ترس » وى را مطيع سازد ، « دده جان راضى نشده » ، او را « منع مىكرد » . دو سالى بدين بر نيامد كه از مكتبخانه خارج گشته ، به نامزدى حسن خان شجاع السلطنه ، پسر محمد باقر خان سردار اكرم ، درآمده ؛ در سنهى 1314 ويرا به دو عقد بستند . اين پيوند اما ، از آنروى كه ناخواسته بود و عليرغم تمايل ، سرانجام به متاركه منتهى گشت . در عهد شباب ، و به رغم بيزارى نخستين وى از تحصيل ، به اكتساب معارف راغب گشته ، به آموختن موسيقى ، نقاشى ، زبان فرانسه ، و مطالعهى ادبيات ، تاريخ ، و فلسفه دل بست . اين دلبستگى نيز ، به رغم عدم تعميق مطالعات ، در شيوهى تفكر وى سودمند افتاد . فرهيختگى تنى از پردگيان حرم ، گر چنين عنوانى را در خور باشد ، مقولهايست نهچندان بديع ؛ از آنروى كه از به دو سلطنت قجران ، در سلك خواتين ايشان مواردى از ايندست را شاهديم . با اين تفاوت كه در آن سنوات ، آن فرهيختگى به صورت تشاعر روى مىنمايد و در قالب ادبيات منظوم تظاهر مىيابد ؛ و به گاه حيات تاج السلطنه ، و در ارتباط مستقيم با جو سياسى زمان ، و به علت رواج انگارگان نوين اجتماعى ، به شكل اخذ مظاهرى از مدنيت و فرهنگ غربى پديدار مىگردد . مع هذا ، و به رغم تفاوت محتوا و بار فرهنگى ، انگيزهى آن تشاعر و اين تظاهر ، يكسان مىماند و همگون . اگر خواتين حرم فتحعلى شاهى را ، جز ظاهر و صورت ، مشاعرهى با سلطان نيز به كار دلبرى مىآيد ؛ تاج السلطنه را هم تظاهر فلسفى - اجتماعى ، در جلب توجه و كسب تشخص مفيد مىافتد . آنجاى كه كسب معارف را انگيزهاى باشد از ايندست ، پر مسلم كه مكتسب را جز ثمرى اندك ، سطحى ، و بىريشه طرف نمىبندد ؛ چندانكه ، تاج السلطنه را نيز طرفى نبسته است و به كارى نيامده است جز سبقت از ساير نسوان . همو گويد : « تمام زنهاى ايرانى ، از بزرگ [ و ] كوچك ، چه از اقوام ، چه از خارج ، با من در موضوع خوشگلى چهرهام عداوت داشته ؛ و بيشتر عداوت آنها شديد مىشد وقتى كه مىديدند اين خوشگلى ، توأم شده است با يك حسن معاشرتى و يك مهربانى [ و ] اخلاق و عادات خوبى . من خيلى ميل داشتم به تحصيل ؛ و در تمام شبانروز ، هر وقت فرصتى داشتم تحصيل مىكردم . ازين روى هم در حرف ، در صحبت ، در اخلاق ، [ و ] در اطلاعات بر زنها [ و ] خانمها سبقت داشتم . و اين بيشتر اسباب عداوت شده بود . مرا از هر جهت آراسته مىديدند . من در تمام مدت عمر ، در تحت يك عداوت عمومى زندگانى كردهام . » رها كنيم . خاطرات تاج السلطنه ، تاريخ حيات اوست از به دو تولد الى متاركهى با شوهر . نگارنده در آغاز اثر ، كه ديباچه ماننديست و افتتاحى بر بيان واقعات سنوات عمر ، سبب تحرير خاطرات را خواهش معلم و پسر عمهى خويش ذكر مىكند . تظاهرات و تمايلات فرهنگى ياد شده ، در شيوهى نگارش و نگرش ، نيز در محتواى تاريخى اثر