تاج السلطنه
49
خاطرات تاج السلطنه ( فارسى )
سلطنت را متزلزل و نابود ساخته ، خود را از فشارهاى پىدرپى خلاص نمايند . درين اواخر ، از گوشه و كنار گاهى صدايى برخاسته ، ولى فورا به وسايل و به لطايف اتحاد پدرم خاموش مىنمود . از جمله : تفصيل رژى و تفصيل آسيد جمال افغان « 33 » است كه بالاخره نتيجهى هولناكى ازو ظهور و بروز نمود . از طرف ديگر ، ملكم خان در خارجه شروع به آتشفشانى نموده . امين الدوله هم كمكم چشم و گوش مردم را مشغول به باز كردن بود . در ظاهر همان سلطان ، همان سلطنت ؛ در باطن فوق العاده خراب و روز بهروز رو به انهدام بود . اگر شخص مالانديش درست به نظر دقت مىنگريست ، بايد بگويد : سلام بر سلطنتى كه در زوال است . در تمام اين هياهو و اين همه معاند وطن خراب كن ، پدر بيچارهى من هم غرق عشق و گرفتارى داخلى . ازين عشق و هرج [ و ] مرج خانوادگى ، ميرزا على اصغر خان صدر اعظم نه تنها به برادر من موفق شد ؛ بلكه ، تمام اسرار مخفى سلطنتى را درك و به دستور العمل خارج و پيشبينىهاى خونآلوده ، هرروزه بر گرفتارهاى پدر من مىافزود و دايرهى فساد و رياكارى و خرابى به مملكت را وسعت مىداد « 34 » . پدر من از دست حركات مستبدانهى اين زنى كه محبوب و مطبوعش بود و زمانها او را از تمام قلب دوست مىداشت و امروزه بدبختانه به خواهر كوچك اين زن عشق پيدا كرده بود ، تنگ آمده ؛ خود را از گفتگوى روبهرو خسته شده ، اين كار را رسميت داده : همين صدر اعظم خوش نيت را اسباب اصلاح كار قرار داده ، اجازه داده بود كه با اين زن كه به همان اسم پدرش ذكر مىشد و اولاد باغبانباشى مىگفتند ، گفتگو كرده ، به هر نحوى كه هست او را رضا نمايد كه پدرم خواهر او را تزويج نمايد . صدر اعظم ازين پيشآمد خوشحال ، و قبول مىكند . در همين ايام هم ، از اطراف به شاه عرض شده بود كه : صدر اعظم پول گزافى از خارجه گرفته ، مشغول دسيسه كاريست . « 35 » . [ 42 ] و انواع اقسام خيانتهاى او نسبت به دولت و ملت كشف شده ، به سمع سلطان رسيده بود . ليكن ، يك صدر اعظمى را بىجهت و وسيلهاى نمىشد كشت يا معزول كرد . در خصوص او هم گفتگوهاى زياد بود كه يا صدر اعظم مقتول و معزول شود . ازين طرف صدر اعظم وسيلهاى براى كشف اسرار خفيه براى سلطنتى
--> ( 33 ) - مقصود سيد جمال الدين اسد آبادى معروف به افغانى است . سيد جمال عقايد اصلاحطلبى و ضد امپرياليستى داشت و خواهان اتحاد اسلام بود و از مخالفين شاه بود . وى در زمان امتياز تنباكو « رژى » و شورش در ايران با ميرزا ملكم خان ناظم الدوله كه زمانى سفير ايران در انگلستان بود و در اين وقت به مخالفت با دولت روزنامهاى به نام قانون در لندن منتشر مىكرد ، همكارى كرد . ميرزا على خان امين الدوله نيز از رجال اصلاحطلب بود ولى با اين دو همكارى نداشت و از نزديكان دستگاه حكومت بود . ( 34 ) - دوستعلى خان معير الممالك نيز به اين مسئله اشاره كرده است . يادداشتها ، ص 181 ( 35 ) - اعتماد السلطنه مىنويسد كه نايب السلطنه به گوش شاه رسانده بود كه چون پيش قراولهاى خاصه سردار اكرم است و با دختر صدر اعظم وصلت كرده ، براى حفظ جان شاه بايد از طرف او نيز يك تيپ مامور شود . رك . روزنامه خاطرات ، ص 1110