تاج السلطنه

46

خاطرات تاج السلطنه ( فارسى )

عشق ، مضطر بود . اين بيچاره سلاطين ، اول بدبخت روى كره هستند . زيراكه از به دو طفوليت ، جز دروغ و تملق وريا نديده و نشنيده‌اند . هركس به آن‌ها تعظيم كرده ، يا از ترس بوده يا از احتياج . هركس به ايشان محبت كرده ، يا پول خواسته يا جواهر . هركس به آن‌ها خدمت كرده ، يا حكومت خواسته يا امتياز . پس ، عجب نيست كه در مقابل تمام حرف‌هاى مردم كه ريا و تقلب و تمام مسموم بوده ، اين پدر من به سخن‌هاى صادقانه‌ى اين طفل دل بسته و عشق او را درين آخر عمر قبول كرده ، و در مقابل چنان عشق شديدى به او عوض داده . اين دو عشق كه يكى از صداقت و ديگرى از عدم اعتماد به خلق ظاهر شده بود ، قدرت و استقلال فوق تصورى به خواهر بزرگ اين دختر داده ؛ و در واقع ، سلطان حقيقى ايران در آن زمان ، اين زن بود . هرچه مىخواست مىكرد . هرچه مىخواست مىگفت . درين هرج [ و ] مرج غريبى كه از عشق زنى در دربار به اين عظمت توليد شده بود ، منتظرين چنين روزى فرصت پيدا كرده و ميدان را خالى ديده ، اسب‌دوانى را شروع نموده بودند . اين انقلاب خيال و اين آشوب حال ، براى پدرم مجال رسيدگى به امورات باقى نگذاشته و مهام رشته‌ى سلطنت به دست دو نفر افتاده بود ، كه اين دو نفر با هم ضد و دشمن و متغاير بودند : يكى برادرم نايب السلطنه بود [ 40 ] ، يكى ميرزا على اصغر خان صدر اعظم . اين صدر اعظم و شخص اول مملكت ، نوه‌ى « زال » يك گبر بوده است « 29 » ؛ و از طرف مادرى هم يهودى . پدرش در اوايل سلطنت پدرم ، آبدار و خيلى بىعرضه بوده است . كم‌كم ، در آبدارخانه ترقى كرده ، به مرور ايام امين السلطان مىشود . تعجب نكنيد ازينكه پسر زال در دربار سلطنت ايران ، امين السلطان بشود . زيراكه پدر من يكى از پوليتيكات عظيمى كه براى استقلال سلطنتش به خاطرش رسيده بود ، اين بود : اشخاص پست بىعلم را مصدر كار نمايد . گويا تاريخ « رولسيون فرانسه » را زياد خوانده بوده است كه خانواده‌هاى بزرگ را بايد مضمحل و نابود كرد ، و اقتدار علم را با جهل نيست و نابود ساخت . غافل ازينكه : جهل يك مدتى رواج ، و پس از آن علم به هر نحوى كه شده ظهور نموده ، اثرات خود را خواهد بخشيد . مثل اينكه : وقتى كه مهر فروزان از ساحت سپهر به نهان خانه‌ى مغرب مىخرامد و در اعماق افق بيكران از انظار ما ناپديد مىشود ، روى زمين را تاريكى و سياهى فرا مىگيرد . اما ، آهوى خاورى بامدادان با چهره‌ى درخشان سر از حجله‌ى آتشين

--> ( 29 ) - ميرزا على اصغر خان امين السلطان ، صدر اعظم پسر ميرزا ابراهيم خان امين السلطان آبدار ناصر الدين شاه بود . ميرزا ابراهيم خان پسر زال ارمنى از اهالى سلماس بود و زن او مسلمان و خود او نيز اسلام آورد . ر . ك . مهدى بامداد ، شرح حال رجال ايران ، چاپ تهران 1347 ، جلد 1 ، ص 2 . عداوت تاج السلطنه با امين السلطان جالب توجه است چون پدر شوهر او محمد باقر خان سردار اكرم با دختر امين السلطان ازدواج كرده بود . امكان دارد كه اين دشمنى ريشه خانوادگى داشت چون تاج السلطنه رابطه چندان دوستانه‌اى با شوهر و خانواده شوهر خود نداشت .