يحيى دولت آبادى
97
حيات يحيى ( فارسى )
تدبير بشرى تقديرى هم هست بايد منتظر بود كه پيشآمدهاى روزگار و مقدرات الهى كشتى اين مملكت را از گرداب هلاكت نجات بدهد به اين ترتيب كه مردان كار آگاه وطندوست بالياقتترى زمامدار امور ملك و ملت شده نگذارند اينمملكت با استعداد طبيعى و مفاخر تاريخى كه دارد آلت دست سياستبازى بيگانه و خيانت ورزى بيگانهپرستان طمع كار سيه روزگار بگردد . بهرحال يك جمع از شاهزادگان قجر و از اعيان و اشراف ريزهخوار خوان نوال بيگانگانرا ميبينم طنابهاى پوسيدهء خود را با شتاب از ميخهاى از جا كنده شدهء سفارت روس در تهران باز كرده با شتاب بدرختهاى برومند سفارت انگليس ميبندند . بديهى است انگليسيان يكعده دوستان ايرانى از پيش داشتهاند كه در مقابل دوستان روس براى سياست خصوصى آنها كار ميكردهاند اكنون هم تقرب ايشان در درجهء اول است و دوستان تازه در درجهء دوم تقرب دارند و ميكوشند با بروز دادن صداقت خود را بمقام دوستان قديمى انگليس برسانند و مسلم است اينها معدودى از عنصرهاى فاسد ملت هستند كه در تمام مجامع بشرى نوع آنها محفوظ است و گرنه ملت حقيقى ايران قرنها در اين عالم امتحان وطنپرستى خود را داده است و باصطلاح عوام شتر هيچ بيگانه را تا ظهر نچرانيده . خلاصه در اين احوال دولت انگليس براى اطمينان يافتن از سياست خود در هندوستان و در بين النهرين و براى جلوگيرى از يك مدعى زنجير گسسته كه از شمال شايد سر بلند نمايد و براى خاتمه دادن بكشمكشهاى سياسى كه راجع بايران در مسائل شرق با دول ديگر دارد به خيال ميفتد از موقع استفاده كرده سياست خود را در ايران روشن نموده پايهء آن را روى اساس قانونى گرچه بصورتسازى باشد بگذارد و در زير لفافهئى اين مملكت را تحت حمايت خود در آورد و مخصوصا در جنوب تصرفات مالكانه بنمايد . انگليس براى اجراى اين مقصود مأمور سياسى خود را در ايران تغيير داده از مأمورين تندخوى لشگرى خويش يك تن را انتخاب نموده لباس كشورى پوشانيده او را سياستمدار خود در تهران قرار ميدهد و آن شخص سرپرسى كاكس است .