يحيى دولت آبادى
98
حيات يحيى ( فارسى )
مأمور مزبور مانند يك حاكم نظامى كه بخواهد بتدبير عملى اين مملكت را جزو مستعمرات خود در آورد در سفارتخانه انگليس نشسته به همه كار دخالت مينمايد و فاش ميگويد : حالا كه ما راضى شدهايم بايران حكومتى بدهيم ايرانى بايد هرچه ما ميگوئيم اطاعت نمايد . چنان كه نگارنده اين جمله را به همين كلمات يا كلمههاى شبيه به اينها كه اين مفاد را دارد از زبان سياستمدار مزبور شنيده است و شرح آن گفتگو را به زودى خواهيد خواند . و بايد دانست كه در اينوقت بواسطه بيوضعى دربار و انقلابات داخلى و مداخلهء اشخاص غير رسمى در كارهاى دولتى بحرانهاى پىدرپى در دولت روى ميدهد و كشمكشهاى شخصى نميگذارد هيئت دولت بادوامى گرچه براى ديدن يك چهار فصل بوده باشد بر سر كار بماند . بالاخره برياست نجفقلى خان بختيارى صمصام السلطنه دولتى تشكيل يافته كه خودش بواسطهء كبر سن و تمولى كه دارد و هم مرعوب سياستبازى بيگانگان نميباشد بدست چند تن از رجال دولت كه بيعلاقه به وطن خود نميباشند بگفتهء عوام كروكرى مىكند و گاهى هم حكومت قنسولات ( كاپيتولاسيون را در ايران ) لغو شده ميداند گرچه به حرف بوده باشد . انگليسيان خواستهاند اين دولت را برهم زده حكومتى بميل خود از اشخاص طرفدار سياست خويش سر كار بياورند ولى صمصام السلطنه لجاجت كرده استعفاء نداده است بالاخره ميرزا حسن خان وثوق الدوله از دوستان روس قديم و از دوستان جديد انگليس و فيروز ميرزاى نصرة الدوله از دوستان قديم انگليس و بعضى ديگر به همين صفتها جمعى از مفتخواران را برانگيخته در مسجدهاى تهران و در صحن حضرت عبد العظيم اجتماع كرده دست صمصام السلطنه و رفقايش را از كار كوتاه نموده دولتى برياست وثوق الدوله و عضويت نصرة الدوله و اشخاص موافق با سياست آنها تشكيل ميگردد و سياستمدار انگليس از طرف دولت خود مأمور است اين دولت را تقويت