يحيى دولت آبادى
94
حيات يحيى ( فارسى )
مكرر خواستند او را تطميع كرده بدام بياورند و فريب آنها را نخورد گاهى هم با دستجاتى از قشون روس كه براى امتحان جلو ميآمدند طرف ميشد و آنها را عقب مينشانيد عدهء زيادى از وطنخواهان هم كه عاشق ديدار يك قوهء ايرانى خالص بودند از تشكيل جنگل دلخوش و به آنجا متوجه بودند . پس از برهمخوردن حكومت تزارى و تخليه شدن گيلان از قشون روس انگليسيان خواستند در آن ايالت نيز جانشين روس بگردند ولى قوهء جنگل مانع شده مكرر با پيش مقدمه قشون انگليس زد و خورد نموده بالاخره قشون انگليس آن اندازه كه بگيلان رفته بود نتوانست اجتماع جنگل را برهم بزند و قوهء آنجا را منحل نمايد ناچار مأمورين انگليس مانند دو دولت كه باهم معاهده ميبندند با نمايندهء رئيس قوهء جنگل قراردادى در ضمن چند ماده بسته آنها را به حال خود گذاردند چه دانستند كه آن قوه آلت دست بلشويكها نميشود و خارجه را هركه باشد خارجه ميداند . انگليسيان از تعرض بقوهء جنگل دست كشيده در رشت و انزلى و بعض نقاط ديگر اطراف درياى خزر قشونى گذارده از اين رو بآذربايجان قفقاز و گرجستان راه يافته براى دست انداختن به روى معدنهاى نفت بادكوبه به خيال خود وسيلهء نزديكى بدست آوردند . و اما قوهء دولت در گيلان عبارت بود از يك حكومت كه اعضاى آن چند تن از بولهوسان عياش خيابانگرد تهران بودند و معدودى از گيلانيان همرنگ آنها اين جمع باستثناء كمى از آنها بشهوترانى و مداخل كردن ميپرداختند در تفتين كردن ميان درباريان تهران و جنگل گزيدگان نيز كوتاهى نميكردند بمقصدهاى خصوصى خود بعد از متاركهء جنگ اروپا سياست روس در ايران محو شده و مؤسسات سياسى و غيره او به تصرف انگليس درآمد بىآنكه آنها را منحل كرده باشد بلكه بيرقهاى بيمعنى روس تزارى بر سر آن مؤسسات باقى مانده سياستمداران انگليس در ايران آنها را حمايت ميكردند و بلكه هركجا لازم بود بكاركنان ايشان حقوقى بدهند هم ميدادند بمقاصد سياسى خويش . در اين صورت و در اينوقت آيا ميتوان سياست خارجى ايران را منحصر بسياست