يحيى دولت آبادى

95

حيات يحيى ( فارسى )

انگليس دانست ؟ خير بلكه بايد بيك نمايش كوچك از روس بلشويك هم اشاره كرد زان پس پرده روس را براى وقت خودش فروانداخت و آن نمايش اين است . روس بلشويك در عين گرفتارى بانقلابات شديد داخلى خود و در عين كندن ريشه‌هاى استبداد خويش نه آيندهء خود را با ايران از نظر دور گرفت و نه عمليات انگليس حريف بزرگ خود را در ايران نسبت بحقوقى كه روس تزارى در اين مملكت براى خود فرض باطل ميكرد و از روى اين نظر براى جلب قلب ايرانيان و برهمزدن سياست انگليس كه نتواند در سنگ روس مرده به سينه زدن بهانه‌ئى در دست داشته باشد معاهدات روس تزارى را با ايران به كلى لغو كرد قروض ايران را كه بروس داشت بخشيد مؤسسات خود را در ايران بملت آزاد ايران واگذار كرد مگر كمى از آنها را كه براى خود نگاهداشت و بالاخره بتساوى حقوق سياسى و اقتصادى ما بين خود و ايران قائل گرديد و سفيرى « براوين » نام با معاهدهء مشتمل بر شانزده ماده همه سودمند به حال ايران بتهران فرستاد بديهى است ايرانيان در انقلاب عالم مبهوت بى خبر از اوضاع جهان مرعوب سياست انگليس و از پيدا شدن رقيبى براى آن سياست نااميد از ديدن سفير روس بلشويك طرفدار سرباز و عمله و شنيدن نطقهاى دلكش او كه ميگويد : روسيه كنونى بمظالم روسيه پيش در ايران اعتراف مىكند و با عذرخواهى اميدوار است بتواند بر جراحتهائى كه از دست لياخوفها « 1 » بقلب ايرانيان رسيده است مرهم بگذارد چه اندازه خوشحال ميشوند اين است كه بيش از آنچه سفير و نمايندهء مزبور انتظار دارد به او ميگروند و از آمدنش اظهار خوشحالى ميكنند . و هم بديهى است كه دولت انگليس با ضديت تمام او با بلشويكها نميتواند حال و آيندهء سياست خود را در ايران با نفوذ شديدى كه حاصل كرده است ملاحظه نكرده به بلند شدن بيرق سفارت روس بلشويك در تهران و توجه بسيار ايرانيان به آن به چشم بىاعتنائى نظر نمايد . از طرف ديگر روسهاى سفيد يعنى ضد بلشويك كه در سايهء سياست انگليس در ايران آسوده خاطر زندگانى ميكنند از آمدن نمايندهء دولت بلشويك بتهران دلخوش

--> ( 1 ) صاحبمنصب ارشد قزاق در موقع بمباردمان مجلس شورايملى