يحيى دولت آبادى

92

حيات يحيى ( فارسى )

در اين حال مليون تصور ميكردند اگر مخالفين روس و انگليس در جنگ فاتح گردند گريبان آنها از چنگ دو حريف ستيزه خلاص خواهد شد اين بود كه از فتوحات آلمان شادى ميكردند چنان كه موضوع مهاجرت هم در يك قسمت و تا يك اندازه به همين احساسات مربوط بوده است . اين احوال ادامه داشت و ملت ستمديده در ظلمت حيرت و در تنگناى فشار سياستهاى مختلف بيگانه و تعديات بيگانه‌پرستان گرفتار بود تا دست حوادث روزگار يك جانب قفس او را درهم شكست و سلطنت تزارى برهمخورد . برهمخوردن سلطنت تزارى ميبايد ترس خارجه را به كلى از دل ايرانيان بر طرف ساخته به آنها جرئت و جلادت بدهد گليم خويش را بتوانند از زير پاى هربيگانه بيرون كشيده بپاى استقلال خود قيام نمايند اما متأسفانه بواسطهء قصور سياست دولت و سهل انگارى كاركنان مملكت قوهء نظامى انگليس مواقع خالى شده از قواى روس را بفوريت اشغال كرد و سرتاسر ايران زير نفوذ سياست انگليس در آمد مگر آذربايجان . آرى تنها آذربايجان بواسطه دور بودن از مواقع قدرت انگليس و بسبب نزديك بودن بسياست آلمان از راه قفقاز و عساكر عثمانى در آنديار از دائرهء نفوذ انگليس بيرون ماند و بالاخره قوهء نظامى عثمانى چنان كه در فصل پيش نوشته شد بجاى قواى روس در آذربايجان نشسته قافلانكوه در ميان دو عسكر ترك و انگليس فاصله ميگردد تا اين وقت كه تركان بواسطهء متاركه جنگ عمومى آذربايجان را تخليه كرده سياست انگليس بىمزاحم و بدون احتياج بقوهء نظامى از قافلانكوه گذشته وارد تبريز ميگردد و آذربايجان هم در سياست خارجى با ايالات ديگر همرنگ مىشود . و اما سياست انگليس در ايران بعد از برهمخوردن سلطنت تزارى و پيش از متاركهء جنگ از ابتداى تأسيس حكومت بلشويكى در روسيه و كشمكش شديد انگليس و فرانسه با آن دولت و مخالفت قسمتهاى روسيه همجوار ايران با حكومت مسكو براى تحصيل استقلال با مساعدتهائى كه از انگليس و متفقين با خود ميديدند بديهى است ايران و مخصوصا مشرق و شمال آن ميدان وسيعى مىشود براى سياست‌بازى و مسائل نظامى و اقتصادى .