يحيى دولت آبادى
89
حيات يحيى ( فارسى )
فصل دهم تهران پس از جنگ عمومى و قواى دولت پيش از نگارش اوضاع تهران شمهئى از حال راه تبريز بتهران بنگارم از تبريز تا نزديكى زنجان شاهراهى كه سالهاست محل آمدورفت قافلهها و وليعهد دولت و رجال محترم خارج و داخل مىباشد يكى از ناهموارترين راههاى مملكت ما است راه تبريز خرابى ذاتى داشته انقلاب جنگ عمومى و عبور و مرور قشونهاى مختلف روس و ترك و انگليس نيز بر خرابى آن افزوده است مخصوصا در چند ماه آخر كه عساكر ترك در آذربايجان توقف كرده و قسمتى از آنها رو بتهران رفته است و قشون انگليس كه در زنجان متوقف است از دو طرف براى جلوگيرى از ديگرى راهها را خرابتر نمودهاند . اين است كه كار عبور كردن با ارابه از اين راه بمشكلات بسيار برميخورد خاصه كه مصادف با بارندگيهاى شديد هم بوده باشد . دهات بىسكنه عرض راه لاشهء بسيار حيوانات باركش كه بواسطهء قحطى سال پيش و ناامنى و غيره در هرچند قدم در اطراف و بلكه در ميان راه ديده مىشود قبرستانهاى تازه احداث شده در نزديك دهات و قصبات بضميمه احوال پريشان رقتانگيز زن و مرد و بزرگ و كوچك مردم ستمديده اگر گاهى در دهات ديده شوند كه تازه ميخواهند سر و سامانى بگيرند حقيقة تأثرآور است . آرى در راه تبريز و زنجان دهاتى ديده مىشود كه نعش اموات در اطاقهاى ويرانه آنها مانده است و خوراك جانوران شده و اگر نظر عمومى بنقاط مختلف مملكت انداخته شود ديده مىشود كه همه جاى مملكت بيطرف ما در سايهء جنگ اروپا و بىلياقتى حكومت خود به صورت راه تبريز درآمده است . بهرصورت با مرارت بسيار بزنجان ميرسيم شهر زنجان را نديده بودم اوضاع طبيعى آن بد نيست ولى خراب و ويران است و از آثار تمدن تازه در آنجا چيزى