يحيى دولت آبادى

77

حيات يحيى ( فارسى )

فصل نهم آذربايجان و قشون عثمانى عثمانيان بواسطهء همزبان بودن با مردم آذربايجان سالهاست گوشهء چشم به اين مرز و بوم دارند و لكن آذربايجانيان هيچگاه تمايلى به آنها نداشته و با اينكه يكى دو قرن است بواسطهء حوادث سياسى ترك زبان شده‌اند ايرانى بودن خود را گم نكرده افكار ضد عثمانى در آنها بيشتر است تا در ديگر مردم ايالتهاى ايران در سالهاى آخرين كه اين ايالت را قشون روس اشغال كرد و روسها در آنجا نفوذ يافتند تركان بواسطه دشمنى با روس بهانه جسته سرحدات غربى اين مملكت را در فشار عساكر و عشائر خود در آوردند در جنگ كنونى هم كه اتحاد تركان و ترك زبانان براى تشكيل يكدولت تركى بيشتر محل توجه عثمانيان گشته مخصوصا پس از نابود شدن سلطنت تزارى و خالى شدن آذربايجان از قشون آندولت تركان بيشتر به خيال تصرف اين مملكت افتاده‌اند و مخصوصا بعد از بهم افتادن ارامنه با مسلمانان قفقاز از انقلاب روسيه كه مسلمانان آن ديار بشدت محتاج حمايت بودند و با نهايت آرزوئى كه باستمداد از ايران داشتند هيچگونه مساعدتى نيافتند ( و با اوضاع درهم و برهم ايران توقع بيموقعى هم بود ) عثمانيان بچابكى براى آنها مدد فرستاده تا يك اندازه شر ارامنه را از سر آنها كوتاه و نفوذ خود را در قفقاز زياد كرده باجراى مقاصد ديرينهء خويش در قفقاز و گرجستان با نهايت جد و جهد كوشيدند . اگرچه در تقسيم بنادر درياى سياه پس از عقد معاهده ميان آلمان و انقلابيون روس و اوكرن بندر بزرگ باطوم بعثمانيان سپرده شد و راه استانبول بقفقاز بازگشت ولى كشمكش عثمانيان با آلمانها شروع شد به اين سبب كه تركان ميخواستند در باطوم كه پياده شدند هيچگونه مزاحم پيش پاى خود نديده خود را قادر مطلق در اطراف آرارات بدانند و بالاخره ايران و افغانستان را هم در قبضهء قدرت خود داشته رابطه با مسلمانان