يحيى دولت آبادى

63

حيات يحيى ( فارسى )

از قشون بيگانه بر اقدامات حق‌شكنانهء خود افزوده جايگاه قديم خود را كه عبارت بود از حمايت و استقلال ايران و طرفدارى كردن از وطنپرستان آن مملكت بآلمان و رفقاى او داده خود در جايگاه روس تزارى در مخالفت با آزادى و حكومت ملى و در همراهى كردن با خيالات كهنه‌پرستان و ضديت با افكار تازه قرار ميگيرد تفاوتى كه دارد اينست كه روسها كلاه مشروع‌نمائى بر سر اقدامات حق‌شكنانهء خود نميگذاردند و حكومت تزارى حاجتمند گل مالى به روى كارهاى خود نبود ولى انگليس هنوز مجبور است قوه‌ئى را كه در جنوب ايران براى خود تهيه ديده نامشرا پليس جنوب بگذارد مجبور است بگويد اين كار براى حفظ استقلال ايران است مجبور است لهجهء لاستيكى خود را به ظاهر بر ضد استقلال ايران ظاهر نسازد ولى حوادث روزگار را آشكار نموده و خواهد نمود . و اما عقيدهء من دربارهء سياست خارجى ايران اينست سياست بيگانه در يك مملكت مانند دواى سمى است در مزاج عليل كه ممكن است اثر علاجى داشته باشد ولى تأثير سميت آن در مزاج باقى ميماند و ضرر دوا از مضرات درد افزون ميگردد در اين صورت از سياست هيچ بيگانه نميشود بهره‌مند بود مادام كه اساس كار داخلى منظم نبوده باشد آرى اگر اساس داخلى محكم شد از هرسياست خارجى ميتوان استفاده كرد بىآنكه خسارتى از آن ديده شده باشد پس در باب سياست خارجى ايران بايد انتظار داشت و ديد كاركنان مملكت ما از گذشته‌ها چه عبرت گرفته‌اند و تا چه اندازه مىتوانند بدست خود كار خود را ساخته خارجه‌ها را مجبور كنند بتجاوزات خود در ايران خاتمه بدهند . بالجمله كنفرانسهاى من در اوپسالا تمام شد خلاصهء آنها در رساله‌ئى چنان كه گفته شد بطبع رسيده مصمم مسافرت بايران گشتم خليفهء سئدربلن هم با حكومت سوئد صحبت داشت كه مرا بطور خصوصى با كشتى دولتى بسرحد فنلاند برسانند حكومت سوئد اين مطلب را پذيرفت در صورتى كه چند هفته انتظار دائر شدن كشتىرانى در درياى بالتيك را بكشم اين بود كه براى انجام كار مسافرت باز از اوپسالا باستكهلم برگشته بفراهم كردن اسباب كار سفر پرداختم اما طولى نكشيد كه