يحيى دولت آبادى

64

حيات يحيى ( فارسى )

معلوم شد رفتن از سوئد بروسيه به زودى صورت نميگيرد و وزارت خارجه سوئد دوستانه راهنمائى كرد كه چاره اينست از حكومت آلمان درخواست شود با ترنهاى نظامى كه تازه ميان برلن و مسكو دائر شده بروسيه روانه گردم اين درخواست شد و نتيجه مثبت داد و با اينكه قصد نداشتم دوباره خود را در حوزهء جنگجويان داخل نموده باشم مصمم شدم از راه دانمارك بآلمان بروم كه آن مملكت را هم ديده باشم خصوصا كه يك تن مستشرق فارسىدان موسوم به كريستنسن Ghristensen در شهر كپنهاك مىباشد كه ايران را ديده و آثارى راجع به وطن ما نوشته و با من دورادور آشنا شده تقاضا نموده كپنهاك رفته او را ملاقات نمايم بهرصورت مصمم شدم از راه دانمارك به طرف برلن روانه كردم و پيش از ترك نمودن سوئد بملاقات پادشاه آن مملكت گوستاو پنجم كه شخص مهربانى است رفته نسخه‌ئى از كتاب كنفرانسهاى اوپسالا را تقديم وى كرده از آسايشى كه در مدت هفت ماه در مملكت او داشتم تشكر نموده يكى دو روز فاصله مملكت سوئد را ترك كرده بجانب كپنهاك روانه گشتم بيست و دوم جمادى الثانى يكهزار و سيصد و سى و شش ( 1336 ه ) به شهر كپنهاك رسيدم كه برلن كوچكش ميتوان ناميد در اين شهر ارزاق از همه جا فراوانتر است و با وجود سختى و تنگى خوردنيها و آشاميدنيها كه در همسايگى اين مملكت از هرطرف هست هنوز مردم اين مملكت در رفاه هستند . پس از ورود بكپنهاك چون قصد توقف بيش از چند روز در آن شهر نداشتم و ميبايست روز معين و در ساعت معين از سرحد آلمان بگذرم بيفاصله شروع بديدن اوضاع معارف آن شهر كردم و به زودى با كريستنسن « 1 » ملاقات نموده او نيز مرا بديدن بعضى از آثار علمى و صنعتى اين شهر به زودى موفق گردانيد ديگر از كسانى كه در كپنهاك با آنها آشنا شدم معلم معروف هشتاد و دو ساله آن شهر اسميت نام است معلم مزبور در آثار قديم يكى از دانشمندان نامى بشمار است موزه گليپ‌تنك كه يكى از بزرگترين موزه‌هاى كپنهاك مىباشد زير دست اوست در اين موزه مجسمه‌هاى سنگى

--> ( 1 ) - پروفسور مزبور مردى كوتاه قامت ضعيف اندام خوشخو و مهربان است زبان فارسى را تا يك اندازه ميگويد و مينويسد و ايران را تا يكدرجه ميشناسد در خارج شهر كپنهاك عمارت مختصرى دارد زندگانى ساده با يك زن بىفرزند مينمايد در منزل او از آثار ايران نمونه‌هائى ديده مىشود .