يحيى دولت آبادى
62
حيات يحيى ( فارسى )
اگرچه زمستان سوئد به زودى تمام نميشود و لكن فصل رو به آخر نهاده فوريه و مارس را با قسمتى از آوريل در اوپسالا اقامت نمودم و انتظار كشيدم يخهاى درياى بالتيك آب شود و كشتيرانى ميان استكهلم و منتولوتو دائر گردد و من بتوانم از راه دريا خود را بروسيه رسانيده بجانب وطن روانه گردم در اينجا چند كلمه از حال ايرانيان كه بمجاهدت ترك وطن نمودن و در استانبول و ديگر بلاد دول مركزى اقامت كردن مجبور شدهاند اشاره نموده زان پس عاقبت كار خويشرا در سوئد بنگارم . چنان كه در فصل پيش خواندهايد جمعيت زياد از وكيل و غير وكيل ايرانى در استانبول جمع شدند و دولت عثمانى به آنها معاش مختصرى داد و تصور ميكرد شايد بتواند آنها را باز بغرب ايران برگرداند ولى پيش آمدن انگليسيها در بين النهرين و تصرف آنها در فلسطين و از طرف ديگر سوختن گارحيدر پاشا كه بزرگتر عمارت قسطنطنيه بلكه آسياى وسطى شمرده مىشود با هرچه ذخيره در آن بود و براى حمله كردن ببغداد تهيه ميديدند عثمانيان را نااميد كرد كه بتوانند به زودى ببغداد حمله كنند از طرف ديگر دولت ايران بتوسط سفارت استانبول بمهاجرين ايرانى آنجا اظهار كرد بايران مراجعت نمايند نتيجه اين شد اواسط حوت يكهزار و سيصد و سى و شش ( 1336 ) هجرى عموم مهاجرين ايرانى از استانبول از راه موصل به طرف ايران بازگشت نمودند و باقى نماند مگر چند تن كه بعضى از آنها باز در استانبول ماندند و چند تن بر حسب دعوتى كه از طرف سوسيته ايرانى و آلمانى برلن شد ببرلن آمدند و آنجا اقامت نموده بعنوان آنكه براى آيندهء ايران فكرى بنمايند بديهى است دولت آلمان بعد از اين جنگ بيش از پيش با ايران كار خواهد داشت و بيشتر بدانجا نظر خواهد نمود خصوصا كه در مذاكرهء صلح با روس آزادى سياسى و اقتصادى ايران از طرف آلمان قيد شده و عثمانى و اطريش و بلغار و روسيه هم تصديق نمودهاند و باعث شده است كه روسها قشون خود را از شمال و شرق ايران باز گردانند و عثمانيان از غرب و به اين كار نيز شروع شده بهرصورت دولت آلمان و همراهان او خود را حامى استقلال ايران ميشناسند تا دولت انگليس در مركز و جنوب ايران چه بگويد و چه بكند بعضى از هموطنان را عقيده اينست كه انگليس با ايرانيان و خصوصا بعد از خالى شدن شمال و شرق و غرب ايران