يحيى دولت آبادى
437
حيات يحيى ( فارسى )
دليرى بايد و گستاخى سخت * براى زندگى كردن نكوبخت كشيدن رنج و مردن با شهامت * به از ديدن ز نامردم حقارت اگر خود گرگ آدمخوار باشيد * از آن بهتر كه خوار و زار باشيد در خرداد ماه يكهزار و سيصد و چهارده ( 1314 ) به تقاضاى دوست مهربان محمد على جمالزاده از اشعار شاعر شهير فرانسوى آلفرد دووينى اقتباس شد . بروكسل - 1314 پايان عمر عمر من دارد به پايان مىرسد * بىسروسامان به سامان مىرسد جسم خاكى باز مىگردد به خاك * جان افلاكى به جانان مىرسد طاير روح از قفس پر مىزند * رخش جان را گاه جولان مىرسد خاكيان را با سبك بارى به دهر * دست بر دامان كيهان مىرسد گر تو مشكل مىنگيرى كار خود * دردها آسان به درمان مىرسد در حساب خويش مىبايد نوشت * هرچه بدبختى به انسان مىرسد بروكسل - اول ديماه 1314