يحيى دولت آبادى
430
حيات يحيى ( فارسى )
صولة الدوله با برادرش در سر رياست ايل كشمكش داشت و شخص باعرضهئى بود در مجلس پنجم او را نمايندهء قشقائى نموده به اين بهانه خواه و ناخواه در صورتى كه تهران را نديده بوده است بتهران آمد و تحت نظر نظاميان و نظميه واقع بود و نهايت اهتمام را ميكرد كه مظنون واقع نگردد كمكم در تهران ماندنى شد و چون پيشآمدها اقتضا كرد او را محبوس ساختند صولة الدوله محبوس بود تا انقلاب فارس در سال يكهزار و سيصد و هفت ( 1307 ) شمسى روى داد و حبيب اللّه خان سرتيپ شيبانى چنان كه در فصل سى و هشتم 38 نوشته شد مأمور انتظام آن سامان گشت و او در فارس احساس كرد انقلاب قشقائى جز بدست صولة الدوله آرام نميگيرد اين بود كه از شاه تقاضا كرد او را از محبس درآورده به او اظهار ملاطفت شود و بفوريت ويرا بفارس بفرستند تقاضاى رئيس قشون فارس پذيرفته شده صولة الدوله را با طياره فرستادند و او قشقائى را آرام كرد تا كى آنجا بود و چه شد كه باز گرفتار توقف تهران شد و چه شد كه باز بمحبس افتاد وسائل تحقيقش اكنون فراهم نيست بهرصورت صولة الدوله در محبس قصر قجر بود كه تيمور تاش هم به همان محبس رفت و شنيده شد كه تيمور تاش را در حجرهء پهلوى حجره سردار قشقائى حبس نمودند و چون سردار مزبور خبردار شد كه وزير دربار همسايه او شده است مشتى به ديوار زده در حضور مأمور محبس گفت اى وزير دربار ما را به اين روز انداختى و خودت نيز پيش ما آمدى يا بعبارت ديگر شبيه به اين از اينجا معلوم مىشود كه صولة الدوله تيمور تاش وزير دربار را علت حبس و بدبختى خود ميدانسته است بهرصورت صولة الدوله هم در محبس وفات ناگهانى كرد ديگر از كارها كه در اينمدت اتفاق افتاد مسافرت پادشاه پهلوى بود بمملكت تركيه و اين اول مسافرت اين پادشاه بود بخارج شاه پهلوى با مصطفى كمال رئيس جمهور تركيه دورادور رابطه الفت يافت و شنيده شد كه شايد به خيال بوده است براى وليعهدش با تركان وصلت نمايد اما من هيچ دليل بر صحت اين گفته در دست ندارم بهرصورت وزير خارجه ترك بتهران آمد و روابط دو دولت را زياد كرد و از شاه پهلوى دعوت نمود مسافرتى بتركيه بنمايد و وعده داد كه رئيس جمهور تركيه نيز بايران مسافرت خواهد كرد .