يحيى دولت آبادى
381
حيات يحيى ( فارسى )
و بهرحال در دو سه روز آخر كسى نه وليعهد را ملاقات مىكند و نه او ميتواند با كسى مذاكره يا مكاتبه داشته باشد و هرچه سردار سپه به مقصود خود نزديكتر ميگردد بر سختى ساعتهاى زندگانى نائب مناب آخرين دودمان قجر افزوده مىشود و در بدترين احوال امرار وقت مينمايد . باز برويم ببينيم كاركنان سردار سپه در مجلس شورايملى چه ميكنند و زمينهها را چگونه فراهم ميآورند روز هشتم آبان يكهزار و سيصد و چهار ( 1304 ) كاركنان سردار سپه در مجلس ميخواهند اطمينان كامل داشته باشند كه فرداى آن روز در موقع رأى گرفتن بر خلع قجر و نصب سردار سپه اكثريت كامل خواهند داشت و چونكه رأى مخفى گرفته مىشود و معلوم نخواهد بود كى مثبت رأى داده است و كى منفى از اين رو ميخواهند از نمايندگان امضاء بگيرند كه آنها رأى مثبت خواهند داد در صورتى كه باز هم مشكل است معلوم باشد كى رأى مخفى را منفى داده است گرچه امضاء مثبت كرده باشد . بديهى است هيئت رئيسه مجلس اين تدبير را براى بدست آوردن رأى يكعدهئى كه دربارهء آنها مشكوك ميباشند نموده است و الا كاركنان سردار سپه را ميشناسند و ميدانند عدد آنها بيش از نصف نمايندگان است اين است كه ورقه حاضر كرده صورت پيشنهادى را كه به آن رأى گرفته مىشود بالاى آن نوشته ميدهند كاركنان خود امضا ميكنند و در شب هشتم آبان مجلسى در خانه سردار سپه كرده مركب از يك عده از هيئت رئيسه مجلس و يكعده از رؤساى نظام و نظميه و اشخاصى را از نمايندگان به آن مجلس بعنوان اينكه سردار سپه آنها را خواسته دعوت كرده آنجا از آنها امضاء ميگيرند كه ديگر مجال گفتگو نبوده باشد نگارنده در اينروز بواسطه كسالت مزاج بمجلس نرفته از اين موضوع اطلاعى ندارم شب است ساعت ده در حياط را ميزنند صاحبمنصبى است ميگويد از طرف حضرت اشرف آمدهام شما را احضار فرمودهاند ميپرسم درشگهئى اتومبيلى آوردهايد ؟ ميگويد خير در اينوقت شب وسايل نقليه عمومى مشكل بدست ميآيد و راه دور است چه بايد كرد ميگويد نميدانم به من امر شده است بشما بگويم فورا برويد به منزل حضرت اشرف ميپرسم شما مأمور هستيد مرا ببريد