يحيى دولت آبادى
374
حيات يحيى ( فارسى )
سردار سپه مستوفى الممالك را بتقاضاى مدرس رئيس دولت نمايد از حقيقت دور نيست و آثار بعد بر صحت آن شهادت ميدهد و اين تنها مساعدتى بوده است از سردار سپه كه دربارهء مدرس براى رام و آرام كردن وى شده و مؤثر گشته است و بر اين قضيه عدهء بسيار كمى پى بردهاند در صورتى كه بسيارى حتى از خواص حيرت دارند كه مدرس دشمن سردار سپه چگونه با يكى دو ملاقات خصوصى با او از دربار و درباريان بريد و در يك حدود مخصوص داخل كاركنان سردار سپه شد و چيزى را كه نميتوانند باور كنند اين است كه مدرس با مستوفى الممالك ساخته باشد و همخيال شده باشند و مستوفى الممالك كه ميگفت من نان و نمك قاجاريه را خوردهام با آنها مخالفت نميكنم براى رياست وزراء يافتن از طرف شاه بعد از قجر حاضر شده باشد چيزى كه ديده مىشود اين است كه ديده مىشود روابط خصوصى مستوفى الممالك با مدرس بيش از پيش شده است و هم مؤتمن الملك رئيس مجلس ميشنود كه مستوفى الممالك به كسى ميگفته است سيد علمى بلند كرده است ما هم ميرويم زير علم او در اين صورت بايد دانست كه مدرس ديگر كاركن دربار نبوده و از سلطنت سلطان احمد شاه حمايتى ندارد محمد حسن ميرزاى وليعهد هم قضيه را ملتفت شده نه تنها ديگر چشم اميدى به او ندارد بلكه به او بدبين است چنان كه نگارنده خود از وليعهد شنيدم ميگفت چهل هزار تومان 40000 ماهيانه يك ماه شاه را كه در غياب او گرفتم باروپا براى او بفرستم يك قلم بمدرس دادم كه در راه حفظ تخت و تاج ما كار بكند و از ميان رفت حالا برادرم آن پول را از من مطالبه مىكند و ميگويد براى چه به اين مصرف رساندى و نتيجهاش چه بود ؟