يحيى دولت آبادى
371
حيات يحيى ( فارسى )
و مطرح نمودن مراسلهها و تلگرافها كه از ولايتها در تقاضاى تغيير سلطنت بمجلس ميرسد همراه نيست چونكه تصور مىكند نظاميان و نظميهها هستند كه عامل اين كارند در صورتى كه سردار سپه ميخواهد كه در مجلس در اين باب يك را بر هزار و اندك را بسيار قلمداد كنند و در هياهوئى كه در اطراف تقاضانامهها بشود هيجان در ولايات رويداده تقاضاهاى طبيعىترى هم برسد و جرائد هم نقل كنند و زمينهها بهتر حاضر گردد كاركنان سردار سپه برئيس مجلس اعتراض ميكنند چرا تقاضانامهها در مجلس خوانده نميشود و رئيس همه را بدفع الوقت ميگذراند بالاخره بر او سختگيرى ميكنند و او ناچار مىشود استعفا بدهد نتيجه استعفاى مؤتمن الملك را از رياست مجلس در فصل 38 خواهيد خواند اينك بيك حادثه كه در اثر اين حوادث روى داده است اشاره نمائيم . كاركنان سردار سپه در مجلس و در خارج از تحريكهاى آقا سيد حسن مدرس كه در مجلس نفوذ دارد و در دربار بحمايت قاجاريه و بر ضد سردار سپه بسيار كارروائى مىكند در زحمت هستند و لازم ميدانند گوشمالى به او داده شود و بديهى است نقشه عمليات نظاميان و نظميهها ضد نقشه درباريان است در اين صورت از وقوع اين گونه قضايا در شهر براى رفع موانع و جلوگيرى نكردن نظميه و يا چنان كه شهرت دارد و بسيارى از شهرتها بىاصل است قدرى بالاتر از اين حيرتى نبايد داشت بهرصورت روزى سردار سپه به طرف مازندران براى سركشى باملاك و دارائى زيادى كه در آنجا دارد ميرود در غياب او از تهران صبح زودى است مدرس از خانهاش درآمده به طرف مدرسه سپهسالار ناصرى ميرود همراه او فقط يك طلبه روحانى هست در پيچ و خم كوچه باريكى دو نفر بر او حمله كرده دو تير رولور به طرف او خالى ميكنند كه يكى ببازوى وى اصابت كرده جراحتى وارد ميسازد مدرس ميفتد حملهكنندگان فرار مينمايند كميسرى نظميه محل نزديك است و شنيده مىشود كه رؤساى آن از محل كميسرى هم بجاى وقوع حادثه نزديكتر بودهاند تا چه درجه صحت داشته باشد معلوم نيست شايد هم اتفاقا بوده باشد بهرصورت رؤساى نظميه بفاصله دو سه دقيقه رسيده مضروب را كه در حال غشوه بوده است بمريضخانه نظميه مىبرند خبر بمجلس شورايملى و ببازار ميرسد دستجات همفكر با مدرس در مجلس و جمعى از تجار و كسبه