يحيى دولت آبادى
367
حيات يحيى ( فارسى )
بحمايت از سلطنت همين شخص هياهو برپا مينمايند چه در اول و دوم فروردين اين سال باد مخالف تندتر ميوزيد و همه را بر ضد اين شخص بمجلس شورايملى و بهارستان ميكشيد و به او سنگ و چوب و آجر پرتاب ميكردند و در پنجم و ششم آبان ماه باد موافق از اينطرف تندتر ميوزد اين است كه همه آنها بمدرسه نظامى و خانه و باغ سردار سپه رو آورده چند هزار خلق آنجا گرد آمدهاند و سلام و صلواة بجانب او پرتاب كرده زنده بادش ميگويند . اينك موقع دنبال كردن اين موضوع نيست بايد از حال و كار سلطان احمد شاه در اروپا خبر بگيريم بايد به حال و كار وليعهد و اطرافيان او نظر كنيم بايد رفتار كاركنان سردار سپه را در مجلس مشاهده كنيم كه چگونه مىتوانند دست مؤتمن الملك را از رياست مجلس كوتاه كنند و يكى از خودشان را رئيس نمايند بايد از رفتار كاركنان سردار سپه در خارج مجلس براى تهديد كردن مخالفين او صحبت بداريم و بالاخره بآگاهى بر همهء اين مطالب وقايع ايام اول ماه آبان را شرح بدهيم . سردار سپه در پاريس نزد احمد شاه خبرنگارانى دارد كه از هرچه آنجا ميگذرد او را آگاه ميسازند و از تشبثات او جلوگيرى ميكنند سلطان احمد شاه چنان كه از پيش گفته شد اميدوار بوده است كه چون از مغرب ايران بخواهد وارد شود از هرگونه همراهى شيخ خزعل بهرهمند خواهد شد اينك نااميد است چونكه بعد از مسافرت سردار سپه بمحمره و اطمينان يافتن او از موافقت انگليسيان با سلطنت او و مدارائى كه با خزعل مىكند و بازگشت بتهران به زمان كمى از طرف نظاميان خوزستان نسبت بخزعل بهانه جوئى شده او و اولادش را دستگير كرده بتهران ميفرستند و تصرفات نظاميان در ابوابجمعى او مانند تصرفات آنها در ديگر نقاط مملكت آزاد ميگردد خزعل هم بتهران آمده ساكن اينشهر و جزو خدمه سردار سپه مىشود و بديهى است اگر توصيه انگليسيان نبود خطر جانى هم براى او بود خزعل بسيار كوشش مىكند از تهران دور بشود اما نتيجه نميگيرد چنان كه ديده مىشود در سن هفتاد سالگى با آن چپيه و اگال كه بر سر دارد در برابر سردار سپه كرنش نموده تقاضاى مرخصى مىكند و التماس مينمايد براى معالجه چشمش بخارج مملكت سفر نمايد و جوابى نميشنود مگر با لبخند تمسخرآميز اينجا كحالهاى خوب داريم و بهرصورت