يحيى دولت آبادى

359

حيات يحيى ( فارسى )

نگارنده فرصت يافته نزد رئيس مجلس رفته او را در حجره‌ئى با مستوفى الممالك و مشير الدوله مييابم و ميگويم سردار سپه از طرف مجلس با تلفون احضار شده بوده است و تصور ميكرده است هيئت رئيسه مجلس او را طلبيده در اين صورت خوب با او معامله نشد رئيس با كمال تحير ميگويد به او تلفن شده است بيايد كى تلفن كرده است ميگويم نميدانم رئيس تلفونچى را طلبيده ميپرسد كى بسردار سپه تلفن كرد بمجلس بيايد ؟ ميگويد تدين و قضيه كشف مىشود كه در موقع رأى ندادن كميسيون هيجده نفرى بآمدن سردار سپه بمجلس و خارج شدن يكى از اعضاء براى يكى دو دقيقه او بتدين كه پشت در انتظار نتيجه را داشته و بر خود و رفقايش يعنى كاركنان خصوصى سردار سپه در اين ازدحام نگران بوده است از طرف مجلس تلفن كرده است سردار سپه تصور نموده از طرف ما و در نتيجهء مشورت بوده كه آمدن او صلاح ديده شده است و فورا خود را بمجلس رسانيده . پس از كشف اين قضيه رئيس مجلس و مستوفى و مشير الدوله همه تغيير حال يافته آرام ميشوند در اين حال سردار سپه كه مردمى را در بهارستان نديده است با آنها گفتگو كند بعمارت برگشته ملك الشعراء بهار او را به همين حجره رهبرى كرده است وارد شده مينشيند و مشتى روى ميز زده ميگويد هنوز زود است بدانند من چه كاره‌ام و نظرش بسخن رئيس مجلس است كه گفت براى چه اينجا آمده‌ئى ميگويد اگر اروپائيان نظر خود را نسبت بايران تغيير دادند براى اين است كه رضاى مازندرانى در ايران كار مىكند رئيس مجلس برخاسته روانه مىشود سردار سپه شرحى از رفتارى كه با او شده است گله‌آميز بيان مينمايد مشير الدوله جواب طولانى منطقى به او ميدهد و در ضمن ساحت برادر خود رئيس مجلس را بواسطه بىاطلاعى از اينكه او را از طرف مجلس بغلط خواسته‌اند كه بمجلس بيايد پاك مىكند و سخنان معذرت‌آميز مشتمل بر حكمت و نصيحت ميگويد و سخنان مزبور در وجود سردار سپه مؤثر شده آرام ميگيرد و براى اظهار امتنان از وى برخاسته كبريت زده سيگار دست ناطق را كه معطل مانده آتش مىزند و حال گرفتگى مجلس ببشاشت مبدل ميگردد مستوفى - الممالك پيشنهاد مىكند كه سردار سپه و رئيس مجلس در يك حجره بنشينند باهم دوستانه