يحيى دولت آبادى
348
حيات يحيى ( فارسى )
ميگويم من جمهورىطلب هستم اما نه بىشرط و قيد نظريات خود را بقلم ميآورم و بشما ارائه مىدهم اگر موافقت حاصل شد چه بهتر و اگر نشد من خود را دور خواهم گرفت نظريات خود را بشرح ذيل نوشته نسخهئى را ضبط و نسخه ديگر را بهيئت ميدهد . ( 1 ) قانون اساسى بر اعتبار و احترام خود باقى بماند تنها با يك رأى مجلس بزرگ ملى صلاحيتدار چند ماده راجع بسلطنت تبديل بيابد بمواد مناسب با جمهوريت . ( 2 ) رئيس جمهور را با انتخاب آزاد ملت انتخاب كند . ( 3 ) پس از انتخاب رئيس جمهور اگر سردار سپه انتخاب شد دولت از اشخاص عالم وطنپرست امتحان داده تشكيل گردد بديهى است اين ترتيب با نقشهئى كه كاركنان سردار سپه كشيدهاند براى جمهورى مناسبت ندارد و موجب دلتنگى آنها شده مقصود حقيقى آنها را از زبان يكى از ايشان ميشنوم و مصمم ميشوم خود را دور بگيرم گرچه موجب دلتنگى سردار سپه بگردد . در همين ايام عموم روزنامههاى تهران از خلق دعوتى نمودهاند كه روزى در مدرسه ناصرى جمع شوند و شرحى با امضاى هشت نفر از رؤساى ارباب جرايد بنگارنده نوشته تقاضا كردهاند در ترويج فكر جمهوريت در آن مجمع كنفرانسى بدهم و هم تقاضا كردهاند ضياء الواعظين شيرازى را كه از نمايندگان خوشنام و داراى نطق بليغ است با خود برده او نيز خطابهئى در اين موضوع بگويد بديهى است من تا از اساس كار اطمينان حاصل نكنم نميتوانم بچنين كار اقدام نمايم . اين است كه در جواب اين مكتوب از حاضر شدن در آن مجلس معذرت ميخواهم و بدوست خود ضياء الواعظين ميسپارم اگر بخواهد دعوت ارباب جرايد را بپذيرد او ميپذيرد و ميرود و ميگويد بىآنكه توجهى از خلق به اين مجلس و مذاكرات آن شده باشد . حاضر نشدن نگارنده براى صحبت داشتن در اين مجلس و شرط و قيدى كه در همراهى با جمهورى كردهام كه البته خاطر سردار سپه را آگاه كردهاند بعلاوه بيمهرى بعضى از اطرافيان سردار سپه كه در فتنهانگيزى و ميانه برهمزنى مهارتى دارند دلتنگى شديد سردار سپه را از نگارنده باعث ميگردد و از زبان يكى از نزديكترين اشخاص