يحيى دولت آبادى

340

حيات يحيى ( فارسى )

پيش برود گرفتن اين مقام را از مجلس از يك طرف موجب اطمينان يافتن از عزل نشدن با حكم شاه ميداند و از طرف ديگر رسيدن به اين مقام را يك مرحله بسر منزل مقصود نزديك شدن تصور مىكند و خوشحال است . و نبايد از نظر دور داشت كه در گوشهء باغ گلستان يا دربار ايران يك جوان قجر هم بعنوان وليعهدى دولت و بنام نايب سلطنت با نهايت كنجكاوى و بصيرت بر اين جريانها بر اين گفت و شنودها بر اين جواب و سئوالها آگاه است و از آنچه در ناصريه و محمره گذشته و وعده‌ئى كه بسردار سپه داده شده است ممكن نيست بىاطلاع بوده باشد و اگر بىاطلاع هم مانده بوده بعد از آمدن سردار سپه و خاصه بعد از مذاكرهء او در مجلس مشاوره خصوصى كه من نميتوانم با اين دو برادر كار بكنم كه اين بمنزله پرده برداشتن از روى مقاصد باطنى اوست گرچه بتوسط بعضى از همين اعضاء مجلس مشاوره خصوصى باشد كه از بلند پروازى سردار سپه خشنود نميباشند هرچه بايد بفهمد فهميده است و كمال پريشان خاطرى را حاصل كرده بيش از پيش بدست و پا افتاده بمدافعه مخفى از تجاوز سردار سپه بتخت و تاج قجر ميپردازد . سردار سپه هم بعد از بازگشتن از خوزستان و اطمينان يافتن از رفع مانع خارجى براى رسيدن او به مقصود خود بوليعهد كمتر از پيش اعتنا مىكند و جز به قدر ضرورت آن هم چند دقيقه بطور رسمى او را نميبيند و با او همصحبت نميشود و بيشتر از پيش مراقب است كه او چه مىكند با چه اشخاص خلوت مينمايد بلكه در ميان پيشخدمتهاى وليعهد خبرچين دارد كه از جزئيات كارهاى او ويرا خبردار ميسازند . اينك نظرى بمجلس شورايملى و باز بدربار - كاركنان سردار سپه بىافاته وقت پيشنهاد خود را برياست مجلس ميدهند و مقرر مىشود دستجات سياسى جلسات خود را دائر كنند منفردين هم همه باهم جلسه داشته باشند تبادل افكار كنند و بتوسط يكى دو نفر رابط از نظريات دستجات مستحضر گردند وقتى خوب اطراف موضوع مطالعه و مباحثه شد در مجلس علنى مطرح شده رأى گرفته شود . رياست موقتى انجمن منفردين با ميرزا حسنخان مستوفى الممالك مىشود و نيابت رياست بعهدهء نگارنده مقرر ميگردد روز دوم است كه به اين ترتيب مجلس كار مىكند طرف صبح انجمن منفردين بايستى شروع به كار بكند رئيس حاضر نيست نگارنده