يحيى دولت آبادى
339
حيات يحيى ( فارسى )
مجلس ديگر مشير الدوله با تمام قوت قانوندانى بسردار سپه حالى مىكند كه ما نميتوانيم با خيال سلطنت او موافقت كنيم بملاحظه حفظ قانون اساسى . سردار سپه از مذاكرات طولانى مشير الدوله كسل و افسرده مىشود ولى بردبارى خود را از دست نداده گاهى لبخندهاى غيظآميز هم از او ديده مىشود و مطلب باينجا منتهى مىشود كه سردار سپه اظهار مينمايد حالا كه اين كار را مخالف قانون ميدانيد و تصور ميكنيد صورت گرفتنى نيست ناچار هستم بشما بگويم من مقام خود را محكم نميبينم چه با يك دستخط شاه كه از اروپا بكند ممكن است همه زحمتهاى من در امنيت مملكت و شروع باصلاحات اساسى باطل گردد و هدر برود در اين صورت شما كه خيرخواه من و مملكت هستيد چه فكرى داريد كه مقام من ثابت بماند در اين باب فكر كنيد و جواب بدهيد . باز مجلس مشاوره هشت نفرى بيحضور سردار سپه منعقد مىشود و چنان تصور ميكنند اگر سردار سپه باحترام قانون اساسى از موضوع تغيير سلطنت صرفنظر كند بايستى مقام او را ثابت كرد كه بتواند بآسايش خاطر و از روى اطمينان بخدمات كشورى و لشگرى خويش ادامه بدهد در راه رسيدن به اين مقصود با در نظر گرفتن مواد قانون اساسى از حقوق مجلس انديشه بسيار مىشود و بالاخره از يكى از مواد قانون استنباط ميكنند كه مجلس شورايملى ميتواند به كسى در مقام ضرورت فرماندهى كل قوا را مستقيما بدهد و اين استنباط را دكتر محمد خان مصدق السلطنه مىكند كه عالم علم حقوق است . هيئت مشاوره با اين نظر موافقت مىكند و در جلسه ديگر بسردار سپه گفته مىشود ممكن است از مجلس تقاضا شود و مجلس اين مقام را بطور ثابت به او بدهد كه ديگر شاه هم نتواند او را معزول بسازد . سردار سپه پس از اطمينان يافتن از هيئت مشاوره كه در مجلس نفوذ دارند بكاركنان خويش در مجلس ميسپارد چنين پيشنهادى بمجلس بدهند و چنين قانونى را بگذرانند . بديهى است سردار سپه به اين قانع نخواهد بود ولى چون ميخواهد به آرامى