يحيى دولت آبادى

338

حيات يحيى ( فارسى )

تقديم مىكند و بديهى است دبير اعظم تا دست خود را بكارى مهمتر و پرفايده صورى و معنويتر رسيده نداند به دادن اين استعفا انهم به اين شتاب كه هيچ ضرورت نداشته است اقدام نميكند و البته آن شغل و كار رياست دفتر مخصوص شاهنشاهى است كه به او مرحمت شده است . سردار سپه بتهران ميآيد و به كارهاى خود ميپردازد بىآنكه از آنچه در محمره گذشته است مخصوصا در قسمت تغيير سلطنت چيزى به زبان بياورد اما از گوشه و كنار بيانات او تراوشهائى مىشود كه ميفهماند اين آن سردار سپه نيست كه با حال تزلزل از مقام و از شغل و كار خويش از تهران رفت چنان كه در اول جلسه شوراى خصوصى كه برپا مىشود و او اجمالا شرح مسافرت خود را بيان مىكند در ميان صحبتها ميگويد من با اين دو برادر يعنى احمد شاه و وليعهد نميتوانم كار بكنم حاضرين از روى حيرت به يكديگر نگاه ميكنند و جوابى نميدهند سردار سپه سخن خود را تكرار مىكند و جواب ميخواهد ميرزا حسن خان مشير الدوله ميگويد اين كار محذور قانونى دارد بايد در اطراف آن مطالعه كرد سردار سپه ميگويد بسيار خوب مطالعه كنيد و در مجلس ديگر جواب بدهيد حاضرين مخصوصا مستوفى الممالك و مشير الدوله از شنيدن اين سخن پريشان احوال ميشوند چه آنها مدتها بوده است يكى بعد از ديگرى از طرف سلطان احمد شاه رئيس دولت ميشده‌اند در صورتى كه اگر انصاف بدهيم در دوره‌هاى رياست خود كارى كه امروز دنيا انتظار دارد شده باشد بدست آنها نشده است و در هرصورت اگر بصلاح كار شخصى هم بوده باشد ببقاى سلطنت او علاقمند ميباشند بعلاوه نميخواهند سردار سپه از اين كه هست بزرگتر بشود چه ميدانند ديگر در كارها به آنها رخنه نخواهد داد خلاصه بعد از اين جلسه يك جلسه هشت نفرى در خانهء ميرزا حسين خان علاء مىشود بىحضور سردار سپه اين جلسه چند ساعت طول ميكشد و تمام مذاكرات راجع است بجوابى كه بايد بسردار سپه داد بالاخره اكثريت اين مجلس موافق مىشود با جواب منفى دادن و بگفتهء عوام آب پاك به روى دست او ريختن كه اين هيئت نميتواند با خلع شاه و وليعهد بواسطه مخالف قانون اساسى بودن آن موافقت نمايد و گفتن اين جواب بسردار سپه در جلسه ديگر بعهدهء ميرزا حسن خان مشير الدوله مقرر ميگردد و در