يحيى دولت آبادى
337
حيات يحيى ( فارسى )
حب نباتى هم در تلگراف به دهان وى نهاده است و شهد آن طورى كامش را شيرين نموده كه هرتلخى و شورى را قابل تحمل دانسته مانند عاشقى كه براى رسيدن بوصل معشوق خود را به آب و آتش بزند روانه گشته است . و آن حب نبات اين بوده است كه وزير مختار انگليس در تلگراف خود گفته است تا سردار سپه بمحمره برسد او هم از لندن با طياره بمحمره خواهد آمد در آنجا ملاقات حاصل خواهد شد و اين ملاقات مژدهء همراه بودن دربار لندن با مقصد اصلى سردار سپه را دربر خواهد داشت و اين مژده است كه سردار سپه را براى پيمودن صدها فرسخ راه و وارد شدن به خانه يكى از بزرگترين دشمنهاى خود حاضر ميسازد البته صلاح مملكت را هم دربر داشته است كه بىخونريزى كار مخالفت شيخ محمره پايان بيابد و بشاهبازى دودمان قجر نيز خاتمه داده شود . هيچكس در تهران باور نميكند سردار سپه بديدن شيخ خزعل ياغى رفته باشد اما خبرهاى پىدرپى قهرمان ما كه از اصفهان و بفاصله دو سه روز از شيراز و باز بفاصله كمى از بوشهر و ناصريه و بالاخره از محمره ميرسد مطلب را در تهران آشكار ميسازد . سردار سپه در ناصريه پسران شيخ و در محمره خود او را ملاقات كرده آنها را از خود اميدوار مىكند و صلح و سازش موقتى با ايشان نموده موضوع را بكنارى نهاده باصل مقصود ميپردازد . سردار سپه از زبان وزير مختار انگليس ميشنود كه اگر بتواند به صورت قانونى يعنى از راه مجلس دست قاجاريه را از اريكه سلطنت كوتاه كند كه كار بخونريزى نكشد و انجام مقاصد آنها هم كه از پيش ببعضى از آن مقاصد اقتصادى اشاره شده است به عهده بگيرد ايشان با سلطنت وى موافقت نمايند سردار سپه شاهد مقصود را در آغوش خويش ديده خزعل را به حال و كار خود گذارده با هرچه دربر دارد و به طرف مركز بازگشت مينمايد و از عمليات او اشخاص كنجكاو پى مىبرند كه او از حالا خود را بر اريكه سلطنت مستقر ميبيند مثلا منشى مخصوص او كه دبير اعظم لقب دارد و شخص اديب با ذكاوتى است در مجلس پنجم نماينده مىباشد در اين سفر با اجازهئيكه از مجلس خواسته همراه او است با تلگراف از محمره بمجلس استعفاى خود را از نمايندگى