يحيى دولت آبادى

336

حيات يحيى ( فارسى )

استعفاى او اقدام نمايد وزير ماليه نظر نگارنده را پسنديده طرف عصر همان روز مجلس در خانه او منعقد ميگردد اين مجلس چند ساعت طول ميكشد و بالاخره ميلسپو قبول مىكند استعفاى خود را پس بگيرد به شرط آنكه اين هيئت هشت نفرى از وزير و وكيل و غيره پشتيبان او بوده باشد و او را يارى كنند كه ديگر چنين كارها روى ندهد و سردار سپه از رفتاريكه مأمورين او در خزانه‌دارى كرده‌اند از هركجا هست كتبا اظهار نارضائى بنمايد هيئت مشاوره ناچار است اين تعهد را كه معلوم نيست انجامش را از عهده برآيد يا نه پذيرفته نگذارد كار ماليه از جريان بيفتد و مشكلاتى در كار استخدام مستخدمين خارجى حاصل گردد . وزير ماليه راپرت اين مجلس را با تلگراف بقم بسردار سپه ميدهد ولى او از قم گذشته است و در اصفهان دريافت نموده از آنجا شرط دوم رئيس امريكائى را انجام ميدهد و اظهار نارضائى از پيش‌آمد مىكند . اينك بايد ديد سردار سپه چرا بطور بىباكى بچنين كار اقدام كرده است كه حالا مجبور باشد عذر بخواهد بعد از آگاهى بر سبب اين مسافرت نابهنگام سريع كه تصور ميرفته است مقصد او فقط اصفهان است در صورتى كه خيلى دور تر است احتياج فورى او را به پول زيادى مىرساند و معين مىكند كه همان احتياج فورى بضميمه غرورى كه او را گرفته بوده است بواسطه آگاه شدن از برآورده گشتن مقاصد او در دربار لندن او را به اين اقدام بدنما واداشته است . در موضوع خاتمه دادن بخودسرى شيخ محمره و تسليم شدن او بحكومت نظامى تهران بىآنكه كار بجنگ و جدل بكشد انگليسيان چنان صلاح ديده‌اند بمضمون اين شعر اين رفتار شود . اگر خر نيايد بنزديك بار * تو بار گران را بنزد خر آر حالا كه خزعل از رفتن بتهران ابا دارد سردار سپه بمحمره رفته آنجا با او صلح و سازش كرده بكشمكش ميان خود و او بهرصورت بشود خاتمه بدهد و برگردد اين نظريه دولت انگليس را وزير مختار نرمان با تلگراف رمز بسردار سپه اطلاع داده است و براى حاضر كردن او باقدام بچنين كار كه البته براى وى بسى ناگوار است