يحيى دولت آبادى

323

حيات يحيى ( فارسى )

چنان كه وليعهد خود بنگارنده گفته است و در جاى خودش شرح آن را خواهيد خواند و مبلغ چهل هزار تومان بوده است . مدرس در ميان هم‌كسوتان خود يعنى روحانيان مقامى ندارد و آنها او را از خود نميدانند اما او در بحبوحه سياستمدارى جنبه روحانيت را از دست نداده آن را بمنزله شمشير برنده در دست خويش تصور مىكند و از بيخبرى عوام استفاده مينمايد مدرس در خارج مجلس شورايملى با رجال دولت بيكار بست‌وبند مىكند كه آنها را بشغل و كار برساند و به اين ترتيب براى خود طرفدار مهيا ميسازد حتى آنكه ميرزا حسنخان مستوفى الممالك را كه مكرر رئيس دولت بوده و اكنون تنها بوكالت مجلس ساخته است به طرف خود برده به او وعده داده است باز او را برياست دولت برساند و شنيده مىشود مستوفى الممالك گفته است سيد علمى بلند كرده است و ما هم زير علم او رفته‌ايم . و بالجمله مدرس در مجلس شورايملى و در دربار و در خارج نزد يكعده از مردم مورد ملاحظه است و تنها جائى كه حناى وى در آنجا هيچ رنگ ندارد نزد آزاديخواهان حقيقى و تجددپروران واقعى است كه ميدانند در دنياى امروز كارها با سياست روحانى حسن جريان نخواهد داشت و سياست و روحانيت از يكديگر بايد به كلى جدا بوده باشند .