يحيى دولت آبادى

324

حيات يحيى ( فارسى )

فصل سى و چهارم مجلس مشاوره خصوصى كار خزعل خان - قهر كردن سردار سپه و انقلابات در تهران در اينوقت كه مجلس شورايملى و دربار سلطنت و دولت نظامى سردار سپه بواسطه آنچه در فصل پيش گفته شد در حال اضطراب است و بواسطه تحريكات درباريان طرفدار شاه و وليعهد و مخالفين سردار سپه روزبروز بر نفرت خلق از او افزوده مىشود بىآنكه سبب ظاهرى داشته باشد چنان كه براى مصرف خيرى در فضاى مدرسه نظام كه روبروى خانه او واقع است جشنى مجلل برپا مىكند تا اعانه جمع نمايند و اسباب تفريح و تفرج بسيار در آنجا فراهم ميآورند و تصور ميكنند خلق تهران بدانجا هجوم خواهند آورد ولى رنگ عموميت نميگيرد و اشخاص معينى از طرفداران و بستگان خود او و يا از نظاميان هستند كه مكرر ميروند و بيشتر اوقات مثل اين است كه واردى نداشته باشد و پيداست كه از توجه مردم بدانجا جلوگيرى مىشود و سردار سپه از اين پيش‌آمد بسيار دلتنگ است و در زحمت حالى و خيالى زياد امرار وقت مىكند و بهركس و بهرجا توسل ميجويد بلكه بتواند در مقابل هيجانهاى مخالف خوددارى كرده بتكميل اسباب موفقيت خود در رسيدن بآرزوهايش كامياب گردد . در اين احوال روزى يكى از تجار تجددخواه كه مدتى در خارجه بوده است و اكنون در تهران ميان تجار عنوانى دارد و با سردار سپه نيز بىربط نميباشد نزد نگارنده آمده براى سردار سپه دلسوزى مينمايد كه اين شخص ميخواهد خدمتى به وطنش كرده باشد اما دشمنانش براى او سخت اسبابچينى ميكنند و حواس او را پريشان نموده‌اند كارش محكم نيست شايد از ميان برود و جاى افسوس است كه به زودى نتوانيم مرد با عزم و اراده‌ئى مانند او بدست بياوريم چه ميشد كه رجال مهم مملكت با او همخيال شده او را تنها نميگذاردند تا ميتوانست با اطمينان خاطر قدمى برداشته كارى از پيش ببرد