يحيى دولت آبادى
322
حيات يحيى ( فارسى )
مدرس با وجود آمدوشد زياد با رجال دولت و اعيان مملكت باز جنبهء طلبگى خود را از دست نداده روى گليمى مينشيند منقل آتشى برابر خود ميگذارد اسباب قليان و چاى را كنار و روى منقل ميچيند با يكى دو سه جلد كتاب مذهبى كه در كنار او هست و هركس بر او وارد شود داراى هرمقام باشد بايد روى زمين و به روى همان گليم بنشيند مدرس ميخواهد بمردم بفهماند كه او به دنيا بىاعتناست در صورتى كه گفته مىشود به پول طلا علاقه بسيار دارد و از هركجا و بهر عنوان باشد با يك صورتسازى از دخل نمودن خوددارى ندارد . مدرس در انتخابات مجلس شورايملى دخالت مىكند از اشخاص متمول از تجار و غيره پول ميگيرد كه صرف انتخاب شدن خودش و آنها بكند و البته ناچار است قسمتى از آنها را هم خرج نمايد . مدرس فهرست وكلائى را مثلا از تهران ترتيب ميدهد كه در تمام آنها نام خودش هست و در بعضى نام بعضى از اشخاص كه به آنها وعدهء بوكالت رسانيدن داده است و از اين فهرستها بسيار حاضر كرده بدست اشخاص ميدهد و دستهدسته تحت نظارت كامل واميدارد آنها را بصندوقهاى انتخاب بريزند چنان كه در بين يكى از انتخابات كه نگارنده رياست يك حوزه را داشتم از مدرس شنيدم ميگفت يقين دارم در ميان اين صندوقهاى سربسته من اكثريت دارم و اين حرف را از روى اعتماد بعمليات خود ميزد . مدرس در ابتداى كار سردار سپه به خيال اينكه با تكيه دادن بقوهء نظامى بهتر خواهد توانست بمقاصد خود كامياب گشت با او دوستى و آميزش كرد سردار سپه هم با اينكه بنوع مدرسها عقيده ندارد و سالوسى را دوست نميدارد براى پيشرفت كار خود با وى به ظاهر مهربانى نمود اما به او در كارها رخنهئى نداد و با او در كارى كنكاشى نكرد در صورتى كه او اين آرزو را در سر داشت به اين سبب مدرس از او رنجيده شد و چون ميان سردار سپه و باقىمانده از دودمان قجر يعنى سلطان احمد شاه و برادرش وليعهد كشمكش رويداد مدرس خود را به طرف شاه و وليعهد كشانيد و به آنها وعده داد در مجلس شورايملى بموجب قانون اساسى از سلطنشان دفاع نمايد و شهريه يك ماه سلطان احمد شاه را در غيبت او از وليعهد دريافت كرد براى مصارف لازم اين مدافعه