يحيى دولت آبادى
321
حيات يحيى ( فارسى )
نشان ميدهد تا اندازهء ميتوان اطمينان داشت وطنفروشى نميكند اما اگر بمقام سلطنت رسيد آيا اطرافيان كنونى خود را طرد خواهد كرد و زمام امور را بدست اشخاص باوجدان وطندوست خواهد داد يا همين اشخاص بد همه چيز مصدر امر ميگردند اولى مشكل به نظر ميآيد و دومى براى مملكت خطرناك خواهد بود اين است كه تكليف آزاديخواهان از وطنپرستان از نمايندگان مجلس شورايملى بسى مشكل شده است تا پيشآمدها چه اقتضا نمايد . اينك بر حسب وعدهئى كه داده شد چند كلمه در آخر اين فصل از شرح حال مدرس گفته شود . مدرس آقا سيد حسن اسپهئى قمشهئى اصفهانى است كه باز هم در اين كتاب به حال و كار او اشاره شده است مدرس شخصى بلند بالا ضعيفاندام سيهچرده است با صورت كشيده و محاسن تنگ در كسوت روحانيان عمامه شوريده كوچك سياهى بر سر دارد قباى كرباسى آبى رنگ غالبا در بر عبائى بر دوش سينه او همه وقت گشوده سر دستها باز پاها بىجوراب نعلينى در پا عصائى در دست بىاندازه خودخواه و رياستطلب در آن هنگام كه بنا شده است يكعده از روحانيان عضو مجلس شورايملى باشند بعنوان طراز اول چنان كه در جلد دوم اينكتاب نگارش يافت اين شخص به اين سمت از اصفهان سيد حسن مدرس انتخاب شده بتهران ميآيد و عضو مجلس شوراى ملى مىشود و در چهار مجلس بعد هم يا از اصفهان و يا از تهران وكيل شده است چه در اسبابچينى و پشتهماندازى قدرت مخصوص و پشتكار شديد دارد .