يحيى دولت آبادى

320

حيات يحيى ( فارسى )

از رجال دولت هم كه در مجلس هستند و با خيالات سردار سپه موافق نيستند بنام حفظ قانون در اين موضوع با هيئت علميه مجلس در باطن موافقت ميكنند و شايد آنها را هم تشجيع بمخالفت مينمايند . در اين حال اشخاص تجددخواه وطندوست از يكسو با كهنه‌پرستى و سياست پوسيده قجر و محافظه‌كاران از روحانىنمايان و غيره مخالفند و بخاتمه دادن بسلطنت قاجاريه كه اكنون بيعلاقه‌ترين آنها بمملكت صاحب تاج و تخت است علاقمند ميباشند و ميدانند تا يك تغيير وضع كلى داده نشود اصلاحات اساسى شروع نميگردد و از اين نقطه‌نظر ميخواهند با سردار سپه همراهى كنند و از طرف ديگر سه محذور در كار ميبينند كه نميتوانند بىشرط و قيد در اين مرحله قدم بگذارند اول مسئله سياست خارجى است كه معلوم نيست با نفوذى كه انگليسيان در مملكت دارند و با قراردادهائى كه با سردار سپه در موافقت با سلطنت او نهاده‌اند و با ضديت آنها با روس بلشويك آيا سردار سپه خواهد توانست موازنه سياست خارجى را نگاهدارد كه هردو طرف آرام بوده باشند يا نه محذور دوم آنكه آيا ممكن خواهد شد بىآنكه قانون اساسى لغو شود قاجاريه از سلطنت خلع شوند يا خير و اگر اين قانون اساسى لغو شد آيا در روزگار امروز با بودن حكومت نظامى در داخله و با وجود بدبينى كه انگليسيان بقانون اساسى ما دارند بواسطه مزاحمتى كه در اجراى قرارداد وثوق الدوله كرده است آيا دگر به اين زوديها ملت ايران خواهد توانست يك قانون اساسى وضع كند كه ايندرجه حقوق ملت در آن رعايت شده باشد يا نه . محذور سيم آنكه سردار سپه اكنون براى پيشرفت مقاصد خود بيعاطفه‌ترين افراد ملت را كه در هركسوت موجودند و هريك در عالم خود بىشرافتى شناخته شده‌اند اطراف خود جمع كرده است و يا آنها ويرا پناهگاه براى استفاده‌هاى خصوصى خود قرار داده‌اند او هم از بىشرط و قيدى آنان استفاده مىكند در اين صورت اشخاص باوجدان البته ملاحظه دارند كه رشته امور مملكت بدست اين گونه كسان نيفتد خصوصا كه اكنون سردار سپه رئيس دولت و مسئول در مقابل مجلس ملى مىباشد و بواسطه علاقمندى ذاتى كه به وطنش دارد و بيعلاقگى كه بسياست‌بازيهاى بيگانگان