يحيى دولت آبادى

313

حيات يحيى ( فارسى )

صلاحيت شخصى چون جزو هوچيان حكومت نظامى بوده‌اند با اسبابچينى خود را بمجلس انداخته از نقاط دور دست بدست نظاميان يا نظميه‌ها با سفارشهائى كه دربارهء آنها شده است وكيل شده‌اند و اشخاص مهم مجلس از منفردين و هيئت علميه براى حفظ حيثيت خود و حيثيت مجلس ميكوشند اعتبارنامه آنها تصويب نشود و آنها از مجلس خارج گردند سردار سپه هم با مخالفت اشخاص مهم نميتواند از جوانهاى مزبور حمايت كند و بطرفداران خود بسپارد آنها را بپذيرند چونكه براى پيشرفت مقصد اصلى كه دارد به آن اشخاص بيشتر حاجتمند است تا به پادوهاى نورس كه با پول و شغلهاى ديگر آنها را به آسانى ميتواند راضى كند بهرصورت اعتبارنامه چند نفر از جوانهاى مزبور رد مىشود و آنها بعد از آنكه مدتى در مجلس بوده بلكه بعضى از آنها بموجب قانون كه منشيهاى موقتى از جوانترين اشخاص انتخاب شوند جزو هيئت رئيسه هستند از مجلس خارج ميشوند . بيرون كردن يك عده از جوانهاى پادو و نظاميان از مجلس قوى بودن مجلس را در نظرها جلوه ميدهد و مخالفين ظاهرى سردار سپه كه در رأس آنها آقا سيد حسن مدرس واقع است و مخالفين باطنى او كه در ميان دستجات و منفردين هستند از اين موفقيت براى خود قوت و قدرتى تصور ميكنند در صورتى كه هردو بىاساس است و تنها سياست مدارا كردن سردار سپه كه يك سياست موقتى است اين موقعيت را ايجاب نموده است و گرنه نگاهداشتن آنها در مجلس براى سردار سپه اشكالى نداشته است سردارسپه در مقابل دستجات مخالف خود و يا ناموافق كه در مجلس و در خارج هستند و مردم به آنها توجه دارند جمعيتى بنام تجددخواه تشكيل داده نمايندگان آنها در مجلس خود را مخالف هيئت علميه مينمايانند سردسته آنها در مجلس سيد محمد بيرجندى معروف بتدين است كه از پيش در اين كتاب نامبرده شده و او خود نيز چون روضه‌خوان بوده است در كسوت روحانيان مىباشد . ايندسته كه داراى اكثريت ميباشند براى اعتبارنامه‌هاى هيئت علميه مخصوصا سردسته آنها آقا سيد حسن مدرس كارشكنى ميكنند در اين صورت مدرس ميبايد با منفردين و دستجات ديگر سازش كند و با اشخاص بيطرف طرفيت حاصل نكند اما