يحيى دولت آبادى
314
حيات يحيى ( فارسى )
ديده مىشود كه چون اعتبارنامه نگارنده بمجلس ميآيد و كميسيون خبر صحت آن را ميدهد او مخالفت مينمايد از روى خودپسندى ذاتى كه دارد و بملاحظه بعضى از روحانىنمايان اصفهان كه از نگارنده دلخوش نميباشند . قانون است كه اگر كسى با اعتبارنامه ديگرى مخالفت كرد ديگر در آن روز نميشود در آن موضوع صحبت داشت و مذاكرات ميماند براى جلسه ديگر در ظرف بيست و چهار ساعت فاصله مدرس آنقدر سرزنش از زبان اين و آن مخصوصا از زبان رجال محترمى كه در مجلس هستند ميشنود كه در جلسه ديگر حرف خود را پس گرفته بىآنكه لازم باشد دفاعى از حق خود بكنم اعتبارنامه من ميگذرد در صورتى كه هنوز معلوم نيست حال اعتبارنامه او چه خواهد بود چه اكثريت مجلس مخالف است و از همين جهت اصرار دارد كه آوردن خبر اعتبارنامهاش بمجلس تأخير بشود بلكه بتواند سردار سپه را راضى كند بدستجات موافق خود بسپارد با او مخالفت نكنند و يا او را در ضمن نطقهائيكه در مجلس مىكند تهديد نمايد و از اين رو او را مجبور سازد بموافقت نمودن . كارهاى مجلس معوق مانده است كشمكشهاى باطنى آشكار شده مدرس و همراهان او بعد از نااميد شدن از موافقت سردار سپه به اشاره و كنايه و گاهى بصراحت نسبت به او بدزبانى ميكنند تا روزيكه مجلس بواسطه معوق ماندن كارها حال مشوشى دارد در موقع تنفس يكى از كاركنان سردار سپه كه شخص طبيبى است و خالى از تهور نيست از زبان مدرس سخن اهانتآميزى نسبت بسردار سپه ميشنود و با او طرف مىشود و كار بخشونت و فحاشى ميكشد و بالاخره طبيب مزبور كه احياء السلطنه لقب دارد پشتگردنى سختى بمدرس مىزند بطوريكه عمامهء او از سرش افتاده هنگامه برپا ميگردد و تمام مخالفين ظاهرى و باطنى سردار سپه بعنوان حمايت از مظلوم از مدرس طرفدارى ميكنند و غائله دارد بزرگ مىشود . نگارنده تصور مىكند تنها چيزى كه ميتواند از پيشآمدهاى ناگوارى جلوگيرى كند اين است كه مدرس اطمينان حاصل نمايد اعتبارنامهاش از مجلس خواهد گذشت اين است كه بىافاته وقت خود را بسردار سپه رسانيده در حجره خلوت به زبان خيرخواهى