يحيى دولت آبادى

305

حيات يحيى ( فارسى )

و تفاوتى كه انتخابات دورهء پنجم با دورهء چهارم دارد اين است كه در دورهء چهارم رئيس دولت نظرى نداشت باينكه اشخاص داراى وجاهت ملى انتخاب بشوند بلكه تنها نقطه‌نظر او ساختن مجلسى بود كه بتواند قرارداد خود را از آن بگذراند ولى سردار سپه بواسطه خيالات بلندى كه در سر دارد مخصوصا ميخواهد اشخاصيكه حرف آنها در جامعه ايرانى نفوذى داشته باشد بوكالت مجلس پنجم برگزيده شوند نهايت با قيد اطمينان داشتن از موافقت آنها با سياست خود تا بتواند بدست ايشان بمقاصد شخصى و نوعى كه دارد برسد و از روى اين نظر حكومتها و نظميه‌ها براى اشخاص داراى وجاهت ملى كه آنها را با سردار سپه موافق يا غير مخالف ميدانستند تبليغات كردند و از موانعى كه در پيش پاى انتخاب آنها توليد گردد جلوگيرى نمودند . به اين سبب زمينه انتخاب شدن نگارنده بوكالت مجلس پنجم در اصفهان حاضر شد چه تجددخواهان اصفهان به من علاقمند بودند و روحانىنمايان آن شهر هم كه موافقت نداشتند اولا جرئت مخالفت نميكردند و ثانيا تصور احتياجى بوجود نگارنده مينمودند بهرحال مقتضى موجود و مانع مفقود بود و نگارنده با اكثريت هنگفتى از شهر اصفهان بنمايندگى مجلس پنجم شورايملى انتخاب شدم بىآنكه بمحذوراتى كه نمايندگى اين مجلس كه يك مجلس عادى نيست دربر دارد خصوصا براى من متوجه بوده باشد . گفتم خصوصا براى من بلى كسانى كه در زندگانى خويش اصل يا اصولى اختيار نكرده باشند و باصطلاح عوام نان را بنرخ روز بخورند با هرپيش‌آمد مىتوانند موافقت كنند و برعكس اشخاصيكه پايه زندگانى خود را به روى اصول معينى گذارده باشند بسيار مشكل است بتوانند وجدان‌كشى كرده سياست ابن الوقتى اختيار كنند كه با حقيقت و واقعيت ملازمه‌ئى ندارد . بالجمله خبر نمايندگى من از اصفهان بوسيله مكتوبى كه امير اقتدار حكمران اصفهان بسردار سپه مينويسد بتهران ميرسد و سردار سپه بنگارنده تبريك گفته تصور مىكند مانند يك سرباز هرچه بگويد ميپذيرم در صورتى كه من در هركار اول بايد اصول زندگانى خود را رعايت كنم و بعد از آن هرچيز را .