يحيى دولت آبادى

295

حيات يحيى ( فارسى )

و حكومت محمود خان امير اقتدار شكست قطعى بسياست روحانيان ميدهد . امير اقتدار خود در سلك روحانيان بوده است و تحصيلات روحانى خويش را در همين شهر نموده افراد اين رؤساى روحانى و اولاد و بستگان آنها را كه اغلب نااهل هستند نيكو ميشناسد اكنون با اختيارات زياد و با تكيه دادن باردوى نظامى مهمى براى درهم شكستن نفوذ روحانيان جامه كشورى دربر كرده در نهايت سادگى و با آميزش كامل با توده ملت حكومت مىكند و موفق مىشود در مدت بسيار كم در خانه رؤساى روحانى اصفهان را ببندد . امير اقتدار از يكطرف خود بمردم ستم نميكند كه بواسطه برانگيختن و متوسل بروحانيان شدن محتاج بوده باشند و از طرف ديگر توسط روحانيان را در هيچ كار نميپذيرد و يكى دو تن از نوكر ملاها كه در خانه هريك از رؤساى روحانى هستند و در دوائر حكومتى آمدوشد دارند و بنام ارباب خود و پيغامهاى راست و دروغ واسطه كارهاى مردم شده دخل مينمايند سياست مىكند و بىاهميتى رؤساى روحانى در نظر حكومت مقتدر سردار اقتدار بر همه كس هويدا مىشود مردم نيز دلخوشى از اين طايفه نداشته و بر اهل دنيا بودن بيشتر آنها پى برده بوده از روى اضطرار و بواسطه تعديات حكام و مأمورين آنها در خانه روحانيان ميرفته‌اند . از طرف ديگر بسبب توسعه معارف تازه و وجود اشخاص منور الفكر گرچه عددشان كم است در افكار تازه هم به روى مردم اين شهر گشوده شده است و به حاكم مقتدر كم‌طمعى بيشتر جرئت ميدهد قدمهاى تندترى براى خاتمه دادن بنفوذ روحانى - نمايان بردارد . در اينحال مسئله تحديد ترياك در همه جاى ايران جدا تعقيب مىشود و در اصفهان از همه جا بيشتر چه اين ولايت مركز مهم ترياك‌كارى و تيار كردن ترياك است براى فروش به داخل و خارج رئيس ماليه اصفهان از طرف ما فوق خود كه مستخدمين ماليه امريكائى باشند موضوع تحديد را دنبال مينمايد و قاچاقچيهاى شهرى و دهاتى را تحت فشار گذارده در گرفتارى و حبس و زجر آنها فروگذار نميكنند و بالجمله كار استفاده‌كنندگان از كشت و زرع و خريد و فروش ترياك به طرف شدن با مأمورين