يحيى دولت آبادى
294
حيات يحيى ( فارسى )
در اصفهان باز حشاشهئى از آن باقى مانده باشد . ياد دارم در يك نوشته ظرافتآميز خواندهام كه روحانيت در اصفهان بمنزله گودالى است در يك كره برنجى زنگزده كه چون تمام كره را پاك كردند در آن گودال هنوز اثر زنگ باقى است شهر اصفهان و توابع آن پر است از عمامه بسر عمامه سياه و سفيد براى سيد و غير سيد از مجتهدين پيشنمازها اطباء واعظ و روضهخوانها معلمها مدرسها طلاب علوم دينى محررين شرعيات و غيره و عمامه قلابدوز براى تجار و كسبه و ملاكين و كدخداهاى دهات اشخاص غير سيد آنها و ساداتشان باز عمامه سياه نهايت كوچكتر از عمامه ديگران . خانواده حاج شيخ محمد باقر كه سالهاست بواسطه در دست داشتن مسجد شاه اصفهان خود را بر ديگر روحانيان آنشهر مقدم ميدانند اكنون رياستش رسيده است بحاج شيخ نور اللّه و شرح حال او از پيش نوشته شده كه بواسطه ذوق ادبى و اظهار وطنپرستى و اندكى تجددخواهى كه دارد خود را بمليون و تجددخواهان هم نزديك نگاهميدارد و به اين سبب كار رياستش بالا گرفته و با تمول سرشارى كه حاصل نموده است به كارهاى روحانيت چندان اهميت نميدهد و بيشتر به كارهاى شخصى و بخوشگذرانيها وقت ميگذراند چنان كه داستان حرمسراى او نقل مجالس اصفهانيان است ديگر ملا حسين فشاركى كه از توابع خانواده مزبور بوده است و اكنون شخص اول روحانيان اين شهر مىباشد و كارش منحصر است بروحانيت ديگر روحانيان و روحانىنمايان اصفهان را تحت حمايت خود نگاهداشته به صورت ظاهر با اينكه سالخوردهتر است از حاج شيخ نور اللّه تمكين مىكند و او را بر خود مقدم ميدارد و حوزه رياست روحانى اصفهان با اتحاد ظاهرى اين دو شخص صورت خود را حفظ كرده نميگذارد عوام اصفهان پى ببرند كه ريشه درخت سياست روحانى در آنجا متزلزل شده به زودى شاخ و برگش زرد خواهد شد و گاهى موجبات زوال نفوذ آنها بدست خودشان بيشتر فراهم مىشود تا بدست مخالفينشان بواسطه غلبه هواى نفس بر پرهيزكارى . تشكيل قوه نظامى مهمى در اصفهان بدست سردار سپه و مركز ارگان حزب جنوب واقع شدن اين شهر رفتهرفته دست و پاى قدرت روحانيان را جمع مىكند