يحيى دولت آبادى
29
حيات يحيى ( فارسى )
استمدادى كه قوهء مرتجعه از بيگانگان ميكرد در مقابل قوهء تجددپرور خودنمائى كرده طفل نوزاد آزادى را در مهد شيرخوارگى سر بريدند جمعى از خودپرستان سبب شدند و جمعى از بيمروتان مباشر اين گناه عظيم گشتند اينك چند سال است قاتلان خونخوار با دستهاى آلوده به خون بر سر و مغز يكديگر ميزنند و هردسته اين جنايت را به ديگرى نسبت ميدهد در صورتى كه همه شركت نموده و دست همه خون - آلود است بهرحال آيا بعد از حوادث اخير كار ما بكجا بكشد و مهرهء غلطان ايران بدبخت در كدام خانه استقرار يابد و از برابر صحنه مملكت داريوش بدست نادانى ما مردم كودك صفت از همه جا بى خبر چه پردهء موحشى بالا برود و آيا اين پرده از روى جنازهء ايران بلند مىشود آيا در پس اين پرده قبر مملكت كيان است يا آنكه دست غيب و روحانيت ملت ستمديده و حرمت خون شهيدان راه وطن اين پردهء موحش را بيك صفحه نورانى كه با خط طلا رقم استقلال ابدى و آزادى ايران در پيشانى آن ثبت باشد مبدل خواهد نمود اگر بتاريخ ايران نظر كنيم خواهيم ديد كه ايرانى روزهاى از اين سختتر را هم به خود ديده است و موجوديت خويش را از دست نداده . بالجمله تركان جوان در ظاهر با ايرانيان اظهار مهربانى مينمايند و از مقامات رسمى آنها مساعدت با ايرانيان در استخلاص ايران از دست تجاوزات روس و انگليس حرفى شنيده نميشود و لكن بايد دانست كه ايران مستقل مقتدرى كه تركان ميخواهند موجود باشد و در آتيه سياستش با سياست آنها موافق آيا اين همان مملكت مستقل چند هزار سالهايست كه نيمه نفس خود را بقرن بيستم ميلادى رسانيده و از فشار لگد - كوبى مغولها و عربها و غيره و غيره جان بسلامت در برده است و براى استقلال خويش اخيرا جمعى از نفوس محترم خود را فدا كرده يا خير ؟ كشف حقيقت اين امر امروز بسيار مشكل به نظر ميآيد و كى ميتواند اين معما را پيش از خاتمه يافتن جنگ عمومى حل نمايد بلى حل اين معما هم مشكل است و هم آسان و آنچه ميتوان بخاطر گذرانيد اين است كه تركان جوان بد خواب شده بعقيدهء بدبينان و تازه از خواب برخاسته در ديدهء خوشبينان احساس كردهاند كه استقلال ملى چنان كه گفته شد فرع استحكام اساس مليت است كه هنوز در ميان ايشان شالودهاش محكم نشده احساس كردهاند كه