يحيى دولت آبادى
30
حيات يحيى ( فارسى )
براى استحكام شالودهء مليت خود به همه چيز محتاجند اين است كه بدست و پا افتادهاند براى جلب روح ترك از هركجا كه بتوانند ميخواهند تركيت را در اين عمارت كه بر سر اين تل كوچك بنا شده و در برابر چشم من است يعنى ( باب عالى ) تمركز بدهند مدتها است ادارهئى مخصوص اين كار ترتيب داده تركتراشى مينمايند قفقازيه تركند آذربايجانيان ( گرچه تا ديرگاهى پيش از اين فارسى زبان بودهاند و اكنون بتركى سخن ميگويند ) تركند پارهء از ايلات وسط ايران كه تركى ميگويند تركند و بهر صورت هركس در هركجا تركى سخن گفت تركنژاد و مربوط به اين قوم خواهد بود و بالاخره از اقوام گذشته بافراد رسيده است اشخاص بزرگ ايرانى را هم كه مناسبت جزئى با علم تركيت داشتهاند براى آنها شجره ميسازند كه رنگ تركيت به آنها بدهند ميگويند سعدى شيرازى هم ترك بوده است چون ممدوح وى سعد اتابك ترك بوده تركان جوان دانستهاند جز از راه تشويق و قدردانى و حقشناسى ممكن نيست در هيچ رشته داراى اشخاص كار آگاه شوند و متخصصى در فنى از فنون بدست آورند اينست كه شعرا و ادبا و نويسندگان خود را كه ترويج افكار جديد مينمايند تشويق ميكنند پيش از اين ادبيات ترك عبارت بود از تقليد بسيار از ايرانيان و اندكى از اعراب و لكن اخير كه مراودت و معاشرت تركان با اروپائيان زياد شده تحصيل زبانهاى غربى در آنها شايع گشته يك قسمت از تقليد خود را از اروپائيان مينمايند و لكن باز پىدرپى لغت از زبان فارسى گرفته بر زبان خود ميفزايند و مضايقه ندارند لفظ را در غير موضع خود استعمال كرده باشند و زبان محدود و مخلوط خود را غنى نمايند . تركان جوان عيد ملى ندارند و مجبور گشتهاند نوروز عجم را كه بهترين اعياد ملى عالم است براى خود عيد ملى قرار دهند و براى رسيدن به اين مقصود بتاريخچههاى افواهى و افسانها توسل ميجويند و بالاخره شايد بخاطر تركان جوان خطور كند كه مملكت قديم ايران بمنزلهء خانه كهنهء بىصاحبى است كه در جوار خانهء نوسازى واقع شده مىتوانند مصالح آن را بتدريج جابجا نموده خانه خود را از هرچه ندارند بينياز سازند و اين در صورتى است كه چشم داشتى به خاك ايران نداشته باشند و انصاف بدهند كه اگر آنها آبادكنندهء خاك باشند صحراى وسيع اناولى و بيابانهاى فراخ حجاز و عراق كه