يحيى دولت آبادى

273

حيات يحيى ( فارسى )

قوه و غائله شخصا روبرو نشده با آن طرف نگردد . از روى اين نظرهاست كه بكلنل از طرف دولت تكليف مىشود خراسان را ترك گفته سفرى بخارج مملكت بنمايد و اين بهترين راه حل قضيه بود كه جان پرقيمت قهرمان ما محفوظ ميماند براى روزگارى كه وجودش بيشتر به كار وطن بيايد شايد كلنل حاضر بود اين پيشنهاد را بپذيرد اما اطرافيان او كه بر عاقبت كار خود ميترسيدند او را مانع شدند شهامت او هم كه نميخواست خود سلامت بجهد و دوستانش دچار زحمت بشوند كمك كرد و او را واداشت كه اين امر را هم نپذيرد . دولتيان در اينحال تدبير ديگر كردند و آن اين بود كه والى مقتدرى براى خراسان انتخاب كرده روانه كنند و حكومت نظامى كلنل را لغو نمايند و او تنها رئيس قواى نظامى خراسان بوده باشد تا اين غائله بخوابد زان پس او را بدست حكومت محل گرفتار كنند براى اين كار نجفقلى خان صمصام السلطنه را انتخاب كردند صمصام - السلطنه بختيارى مردى سالخورده كدخدامنش است و چنان كه از پيش گفته شده در زمان نايب السلطنه بودن ميرزا ابو القاسمخان ناصر الملك همدانى برياست وزراء رسيده است و در حكومتهاى مهم بوده يك عده سوار بختيارى با خود دارد كه رئيس قشون خراسان بر آنها حكمى ندارد صمصام السلطنه ايالت خراسان را ميپذيرد ولى بملاحظات زياد در رفتن تعلل مىكند و با كلنل داخل مكاتبه مىشود كلنل به او وعده ميدهد موجبات تجليل و پيشرفت كار او را در خراسان فراهم كند . در اين احوال قوام السلطنه گلرپ سوئدى رئيس كل ژاندارمرى را با يكى دو نفر صاحبمنصب بخراسان ميفرستد به خيال اينكه كلنل مجبور خواهد بود بر حسب تكليف نظامى تسليم رئيس كل ژاندارمرى بشود و در اين صورت زودتر خواهند توانست بغائله خراسان خاتمه بدهند . كلنل از مسافرت رئيس كل ژاندارمرى آگاه مىشود و بديهى است تكليف خود را مشكل ميبيند زيرا از يكطرف نميخواهد بر خلاف ترتيب نظامى رفتار كرده باشد و از طرف ديگر يقين دارد فرستادن گلرپ و چند صاحبمنصب جزء بخراسان از طرف قوام السلطنه براى دلجوئى كردن و پاداش خدمت دادن به او نيست بلكه مقصود