يحيى دولت آبادى
258
حيات يحيى ( فارسى )
سردار سپه چنان روى خوش بطهماسبى نشان ميدهد كه تصور مىشود او را كاملا از خود مطمئن ساخته باشد در صورتى كه طهماسبى ميداند همه ظاهرسازيست اما چارهئى ندارد مگر مدارا كند و همان معامله را كه ميبيند عينا بجا بياورد طهماسبى در عين كار وزارت جنگ و حكومت تهران چون هيچكاره است به خيال ميفتد از روانى قلم خود استفاده كرده تاريخ پهلوى را بنويسد سردار سپه هم او را بانجام اين خيال تشويق مىكند به دو سبب يكى آنكه مدتى سرش باينكار گرم بوده باشد و ديگر آنكه مدح و ثناى خود را بقلم حريف خويش با هرچه دربر دارد از مبالغه و اغراق باقى بگذارد . طهماسبى كتاب را به زودى مينويسد و به صورت زيبائى بطبع مىرساند بىآنكه ببسيارى از مندرجات آن معتقد بوده باشد بلكه نقطه نظرش تنها جلب قلب سردار سپه بوده است اين كتاب طبع و نشر مىشود بىآنكه در آنچه در دل و دماغ مادح و ممدوح از بغض و كينه بوده است اندك تغييرى داده باشد . سردار سپه احمد خان را والى لرستان مىكند و او در گرفتن و بستن و كشتن گردنكشان آنسامان دريغ نميدارد كه يكى از مهمترين آنها مير سيد حسنخان سردار امجد الشترى است و در جلد سيم اين كتاب در ضمن اردوى نظامى ساختن نظام السلطنه ما فى براى آلمانها در جنگ عمومى نام برده شده است . اين سردار بدست احمد خان امير لشگر غرب گرفتار شده سردار ميرود و دارائى بسيار او ضبط مىشود و بايد دانست كه انتظام كار لرستان از كار ديگر ايالتها مشكلتر و طرف شدن با لرها با وجود پناهگاههاى طبيعى دارند كار آسانى نميباشد و با اين وصف قشون جوان ما با اسلحههاى نوظهور و طيارههاى بمبانداز كه ميتواند آن پناهگاهها را نيز ويران سازد بخلع سلاح نمودن لرها كامياب ميگردد و غارتگران را بفلاحت و زراعت واميدارد بعد از لرستان ايالت فارس است كه امن كردن آنجا آسان نيست چه علاوه بر اختلافات ايلاتى و استعدادهاى جنگى غير نظامى وافر در ايلات و عشاير و در نزد خوانين بزرگ موقع جغرافيائى آن ايالت و وقوع آن در جوار درياى هند و وجود نفوذ سياسى و اقتصادى دولت انگليس در آنحدود و مسئله مهم نفت و كمپانى انگليس بر مشكلات انتظامات فارس و خلع سلاح كردن ايلات و عشاير