يحيى دولت آبادى

259

حيات يحيى ( فارسى )

آنها و خاتمه دادن بملوك الطوايفهاى آنجا افزوده است سردار سپه در كار فارس بملاحظه سياست انگليس بملايمت رفتار مىكند و با آوردن قوام الملك مهمترين خوانين فارس و اسماعيل خان صولت الدوله رئيس ايل قشقائى بتهران باسم نمايندگى مجلس شوراى ملى و مصونيت قانونى نمايندگان مجلس و سرگرم كردن آنها بتعيشات و تفننات رفته‌رفته ابواب جمعيهاى ايشانرا در تحت قدرت نظاميان در آورده كار مشكلات فارس را به اين تدابير آسان مينمايد . از ايالتهاى ايران دو ايالت است كه بدان مينمايد كه از دائرهء حكومت اين مملكت خارج شده باشند يكى بلوچستان و ديگر خوزستان . قوهء نظامى كرمان كه تحت امر محمود خان امير لشگر آيرم است كم‌كم به طرف بلوچستان پيش رفته قسمتى از آن مملكت حاصلخيز را كه بنام بلوچستان ايران در مقابل بلوچستان انگليس كه در اين قرن توليد شده باقيست به تصرف درآورده رئيس گردنكشان آنجا دوست محمد خان بلوچ را گرفتار كرده بتهران ميآورند و پس از فرار كردن او از مركز و دوباره بدست آمدن و اعدام شدنش كار انتظام بلوچستان هم آسان مىشود و اما خوزستان به دو جهت كارش مشكل است يكى بواسطه آنكه مؤسسات كمپانى نفت ايران و انگليس وسعت زياد يافته و انگليسيان از بىوضعى دولتهاى پيش استفاده كرده مداخله‌هاى نامحدود در آن ايالت مينمايند و بمأمورين ناتوان بلكه اغلب نادان دولت رخنه نميداده‌اند مأمورين مزبور هم كه از خود و از مركز نااميد بوده‌اند خود را مجبور ميديده‌اند فرمانبردار آنان بوده باشند از اين جهت تمام قدرت در دست كاركنان كمپانى افتاده است و محدود ساختن آنها علم و قدرت و جرئت هر سه ميخواهد . سبب دوم اشكال كار خوزستان وجود شيخ خزعل محمره‌ايست كه سالهاست خانواده‌اش در آنجا رياست داشته‌اند و خودش در سايهء بستگى باطنى بانگليسيان در روزگار فترت ايران قدرت و نفوذ فوق العاده در تمام خوزستان يافته است و بدان ميماند كه استقلالى براى خود قائل شده باشد و دولت مركزى را هيچ بشمارد . خزعل هرگز بتهران نيامده است گاهى نماينده فرستاده تحف و هدايائى برجال