يحيى دولت آبادى

252

حيات يحيى ( فارسى )

فصل بيست و هشتم سردار سپه و نظاميان و واقعه قتل ايمبرى امريكائى بايد دانست يكى از مشكلترين كارهاى سردار سپه راه بردن صاحبمنصبان ارشد قزاقخانه است كه بعضى از آنها پيش از كودتا داراى رتبه بالاتر از رتبه وى بوده‌اند و باتفاق آنها كودتا كرده و آنها خود را در همه چيز شريك او ميدانند بر آوردن همهء توقعات آنها مشكل و جلوگيرى از حسادت و رقابت باطنى ايشان خاصه جوانان جوياى نامشان غير ممكن به نظر ميآيد . سردار سپه با ملاحظه بسيار و با سياست خوف و رجا آنها را اداره مىكند سالخوردگانشان را به دادن شغل حكومت نظامى در مركز و ولايات و رسانيدن دست آنها بسر چشمه‌هاى مداخل گرچه جابرانه بوده باشد راضى مىكند و جوانانشانرا بتطميع و تهديد كردن ميان اميدوارى و نااميدى نگاهميدارد و بهرصورت باشد نميگذارد صدائى از سرى بلند شود آن هم سر نظامى چه ميداند اگر از يكى از آن سرها صدائى بلند شود ناراضيها دور او جمع ميشوند و كار مشكلتر ميگردد . و بهرحال بودن سردار سپه در ميان جمعى كه به آنها سلام نظامى ميداده است و اكنون آنها ناگزيرند به ظاهر به او با خوشحالى و در باطن با بدحالى سلام بدهند و خود را نسبت بوى در حال تهديد جانى و مالى ببينند منظرهء موحشى را نشان ميدهد ولى سردار سپه با بردبارى و با تدبيرات عملى اين حوزه را راه ميبرد و روزبروز از مشكلاتش ميكاهد و در اين كار بروز لياقت ميدهد . سردار سپه رؤساى ارشد از صاحبمنصبان مزبور را در قسمتى از كارهاى لشگرى و كشورى طرف مشورت قرار داده گاهى باهم مينشينند و صحبتهاى دوستانه ميكنند و در اين مجامع نسبت به آنها اظهار فروتنى و رفاقت مىكند و مانند پيش از رسيدن به اين مقام با هريك رفتار مينمايد و اين يكى از بهتر تدبيرهاى اوست در آرام نگاهداشتن