يحيى دولت آبادى

25

حيات يحيى ( فارسى )

است و معلوم نيست تا آخر چگونه خواهد ماند و بهرحال دخول اين دو دولت در جنگ اگر بر عليه آلمان و متحدين او باشد براى عثمانى مخصوصا از بابت ارزاق مضرت خصوصى دارد اگرچه بعضى را عقيده اينست كه اين دو دولت هم اگر داخل جنگ شوند تغيير مهمى در اوضاع جنگ حاصل نميگردد و بالجمله بدبختى جنگ در استانبول و نواحى آن روزبروز ظاهر مىشود تفاوت نرخ طلا با ليره‌هاى كاغذى ساعت‌بساعت زياد ميگردد و به همين مناسبت نرخ ارزاق پىدرپى بالا ميرود هرچه دولت حاجتمند پول مىشود ادارهء ديون عمومى باعتبار ضمانتى كه دولت آلمان از اسكناسهاى عثمانى مىكند بر طبع و نشر و بر بىاعتبارى آنها ميافزايد دولت عثمانى ميخواهد در اين جنگ عظمت خود را نشان داده شانه بشانهء اطريش و بلغار راه رفته و با اينكه همه چيز خود را از آلمان ميگيرد زير بار تمكين تام از او هم نرفته باشد در صورتى كه وسائل اداره كردن نان عمومى را هم چنان كه در آلمان و اطريش اداره شده در دست ندارد چه رسد باداره كردن كليهء ارزاق و احتياجات عمومى در تقسيم ارزاق بىاعتدالى مىشود و زحمت او بيشتر بملل متنوعه مخصوصا ارامنه وارد ميگردد عثمانيان در تقسيم ارزاق مسلمين را بر ساير ملل ترجيح ميدهند و اين كار در انظار اجانب بدنما است ولى آنها اعتنائى ندارند دكاكين استانبول پر است از همه چيز ولى بواسطه گرانى فوق العاده دست همه كس به آنها نميرسد مگر اشخاص دولتمند و كسانى كه شريك مداخلهاى ايام جنگ بوده باشند جمعيت اتحاد و ترقى زمامدار امور مملكت و طرف قراردادهاى نظامى با آلمان است سلطان محمد خامس در سايهء حمايت جمعيت مزبور بسلطنت رسيده ولى پيرى و شكستگى براى او هوش و حواسى باقى نگذارده وليعهد اول وحيد الدين و وليعهد دويم عبد المجيد است كه شخص فاضلى است و هردو خود را بجمعيت مزبور منسوب ميدانند سعيد حليم پاشاى عرب از رؤساى جمعيت و مقام صدارت دارد وزراء دو تن بر ديگران مقدمند طلعت و انور كه در اين كتاب مكرر نام برده شده‌اند و در ميان اين دو طلعت است كه با زبان نرم و چهرهء گشوده همه را راه ميبرد نه تنها وزارت مىكند بلكه كارهاى صدارت و سلطنت هم بدست او ميگردد بىآنكه فروتنى خود را از دست داده باشد طلعت با نگارنده الفت قديم دارد در اين سفر هم بر آنچه بوده افزوده مىشود .