يحيى دولت آبادى
243
حيات يحيى ( فارسى )
وستدهال سوئدى در رأس آن بود رويداد و مركز آن در خانهء نگارنده بود اكنون وستدهال باز در رأس نظميه است و يكى از عوامل كودتا بوده و البته آن واقعه را فراموش نكرده است و همهگونه اسباب براى تلافى كردن در دست دارد . بهرصورت صبح زود روز سيم حوت جمعى از جوانان از آزاديخواهان بتصور اينكه انتهاض آزاديخواهى است بر نگارنده وارد شده مرا ببيرون آمدن از منزل و شركت نمودن در كار انتهاضكنندگان ترغيب ميكنند اما پس از چند دقيقه مذاكره ملتفت شدند كه آنها را ببازى خواهند گرفت بلكه اگر به صورت اجتماع بطور بىاحتياطى از آن در بيرون بروند همه گرفتار خواهند شد از اين جهت يك يك و از درهاى متعدد كه آن خانه داشت بيرون رفتند . نگارنده نيز بيكى از محلههاى دور دست تهران رفته در خانه يكى از دوستان پنهان گشتم تا نتيجه انتهاض هويدا گردد اما پس از چند روز از مجراى كاركنان جزء نظميه خبردار ميشوم كه در صورت اشخاص مظنون بمخالفت با حكومت حاضر نام نگارنده نيز بوده است و بطور خصوصى قيد شده كه اگر مخالفتى از من ظاهر نشد متعرض من نگردند بىآنكه بدانم قيدكننده كى بوده است در اين صورت به خانه خود آمده تا مدتى كسى را نپذيرفته يكجهت به كار تأليفات ميپردازم خلاصه روز هشتم برج حوت بيانيه رئيس دولت بصورتيكه نوشته شد به نظر ميرسد و با اينكه بسيارى از مندرجات آن از آمال و آرزوهاى من و هرشخص وطندوست است و تصديق دارم كه هروقت دولتى بخواهد شروع باصلاحات اساسى اين مملكت بكند بايد بناهاى بىاساس سست بنياد ادارى كنونى را به كلى سرنگون كرده نه به روى خرابههاى آنها بلكه از خيلى زيرتر آن خرابهها بناهاى محكمى كه قابل اداره كردن يك مملكت وسيع مانند ايران است بسازد و پيش از همه كارخانه آدمسازى ما يعنى وزارتمعارف بايد براى انجام اينكارها مرد آماده كند چه قوت بىعلم هم مانند علم بىقوت است با وجود اين خواندن بيانيه انقلابى رئيس دولت نه تنها مرا خرسند نساخت بلكه بواسطه برخوردن بيك جمله و يك كلمه در آن ضربت شديدى بر قلب من وارد شد . و اين آن بود « بنام شاهنشاه جوانبخت ما كه از اعليحضرت وى جميع قوا