يحيى دولت آبادى
224
حيات يحيى ( فارسى )
و ميگيرد و ببزرگتر وظيفه اولى خود ميپردازد يعنى با خود همراه كردن صاحبمنصبان ديگر كه شايد در ميان آنها بالارتبهتر هم بوده است و البته اين كار آسانى نبوده است و انصاف بايد داد كه در اين مرحله نمونهء خوبى از لياقت و قابليت خويش نشان داده است . در تهران شاه و وليعهد خبر دارند كودتائى خواهد شد اما تا چه اندازه از جزئيات آن آگاهند معلوم نيست چيزى كه معلوم است اين است كه آنها را اطمينان دادهاند اين كودتا به هيچ وجه خللى بسلطنت آنها نميرساند بلكه براى تشكيل يك دولت قوى است كه بتواند از نفوذ مسلك بلشويكى كه افكار بشدت به آن توجه دارد جلوگيرى نمايد . و هم در تهران سفارت انگليس و كاركنان ايرانى آنها كه كميته زرگنده در رأس ايشان واقع شده است انتظار كودتا را دارند و در قزوين اسمايس انگليسى ميداند و اشخاص محرم با او كه اكنون رضا خان هم قوهء مجريه آنها واقع شده است پيش از آنكه داخل موضوع كودتا بشويم باز بايد نظرى باروپا افكنده ببينيم نصرة الدوله در چه حال و چه كار است . نصرة الدوله در اروپا ميداند در تهران كودتا خواهد شد و تصور مىكند نظر بدوستى كه با انگليسيان دارد ميتواند زمامدار مملكت بشود و شايد تا يك اندازه بىخبر نباشد كه رفيق او مدير روزنامه رعد هم در حال دستوپا زدن براى خويش است ولى نميتواند تصور كند كه دست وى بدامان زمامدارى برسد و ميكوشد زودتر خود را بتهران برساند ولى پيمودن راه طولانى درياى سفيد و قرمز و آمدن از راه بصره و بغداد كه بواسطه ترس عبور از روسيه او را با شتابى كه در آمدن دارد به اختيار كردن اين راه دور و دراز ناچار ساخته است دست او را از رسيدن بدامان مقصود كوتاه كرده و بحريفش فرصت و مجال داده است . نصرة الدوله ببغداد ميرسد و با دوست قديم خود سرپرسى كاكس وزير مختار سابق انگليس در ايران و حاكم سياسى كنونى انگليس در عراق عرب ملاقات مينمايد و شايد بهتر پى ميبرد كه سيد ضياء الدين از او پيش افتاده مأمورين سياسى انگليس هم در تهران در راه مانده را مثل اين است فراموش كرده باشند بىآنكه به جهت حقيقى