يحيى دولت آبادى
225
حيات يحيى ( فارسى )
آن پى برده باشد . بخاطر ميرسد كه نصرة الدوله در حال گذشتن از درياها شايد در عالم خيال به خود وعده ميداده است در ورود ببغداد بدست خصوصيت با سرپرسى كاكس از تندروى رفيق خود در تهران جلوگيرى مىكند و كاركنان سفارت انگليس را در تهران با همان دست با خود همراه ميسازد و به مقصود ميرسد نصرة الدوله در عالم خيال همه چيز را مىديده است مگر سياست تازه رسيده روس را در ايران كه در غياب او در سرتاسر مملكت طنين انداز شده افكار عمومى را به خود جلب نموده است و عقيده ضد اشرافى و مخالف سرمايهدارى طورى قوت گرفته است كه حواس انگليسيان و دوستان آنها را بشدت پريشان ساخته براى جلوگيرى از آن بهر وسيله باشد متوسل ميشوند بىآنكه توجهى بخصوصيت وزير خارجه انگلستان با كسى و يا دوستى سرپرسى كاكس با شخصى داشته باشند . سياستمداران انگليس در ايران جز بوسيله يك حمله شديد مصنوعى بر ضد اعيان و اشراف بمعنى كه در ايران گفته مىشود و فريب دادن بعوام و خواب خرگوشى دادن بخواص چاره ندارند . نصرة الدوله در فاصله ميان ترك لندن و رسيدن بتهران از حوادث اخير و احساسات تازه هموطنانش بىخبر مانده بلكه ملاقاتها كه در كرمانشاهان با اكبر ميرزاى صارم الدوله مسعود حاكم غرب و شريك عقد قرارداد و دوست صميمى خود نموده و تدارك اسلحهئى كه در كرمانشاهان و همدان مىديده است مىرساند كه در كرمانشاهان و همدان هم آنطور كه بايد از اوضاع سياسى مركز آگاه شده باشد نشده و معلوم نيست با كى جنگ داشته كه اسلحه تهيه مىديده است . نصرة الدوله هرچه بتهران نزديكتر مىشود بهتر ميفهمد سيد ضياء الدين با كميته آهن و فولاد سفارت انگليس را از دست او گرفته است قزاقخانه هم در دست قدرت آنهاست و براى عمليات او زمينهئى باقى نمانده است . اينجاست كه نصرة الدوله كاركن و دوست انگليس بديدهء اشخاص بىخبر منفور آنها تصور مىشود در صورتى كه اينطور نيست و او همان است كه بوده نهايت پيشآمدها