يحيى دولت آبادى
194
حيات يحيى ( فارسى )
خاطر ميگردم حاج آقاى شيرازى در كسوت روحانى انتخاب شده از فارس نخست رخصت نطق طلبيده ميگويد ما هيئت نمايندگان ( مرادش سى نفر نماينده متحد شده مىباشد كه مخالف قرارداد نميباشند ) بعد از تبادل نظر سه نفر را از ميان خود انتخاب كردهايم در اين مجلس صحبت بدارند يكى من هستم كه ميگويم كارها از محور طبيعى خود خارج شده و مىشود اين گونه مطالب بايد در مجلس شورايملى مطرح گردد بايد بفوريت مجلس را باز كرد يادداشت را بمجلس برد و هرچه رأى دادند مجرى گردد و اضافه كرد كه باز كردن مجلس هم معطلى ندارد ديگران هم نخواستند بكنند و گرنه ميتوانستند . جمله آخر اعتراض بود بمشير الدوله رئيس الوزراء سابق كه روبروى ناطق نشسته بود و نبايد تصور كرد كه ناطق بمخالفت با يادداشت سخن گفته باشد زيرا نقشه مشترك يادداشتدهندگان و عدهئى از نمايندگان اين است كه راجع بلزوم تعجيل در افتتاح مجلس صحبت بشود و چون عدهء انتخابشدگان تا اين وقت كافى نيست سى نفر از اين مجلس عالى انتخاب شده موقتا كسر نمايندگان مجلس را جبران كنند براى مذاكره راجع بيادداشت انگليس يا روح قرارداد آنها چنان كه از پيش گفته شد . ناطق دوم باز يكى از سه نفر از نمايندگان است سيد محمد تدين كه مفاد نطق همكار و هم پيمان خود را بعبارت ديگر بيان مينمايد و پيداست كه سيمى يعنى سردار معظم خراسانى هم همانرا خواهد گفت ولى نوبت نگارنده پيش از اوست برخاسته ميگويم اولا از حجج اسلام تشكر ميكنم كه قسمتى از مقصود مرا در لايحه خود بيان فرمودند و ثانيا عرض ميكنم كه اين مجلس بسيار محترم است اعليحضرت همايونى تشريف آورده آن را رسميت دادهاند حجج اسلام شاهزادگان بزرگان از رجال دولت و ملت حاضرند ولى با وجود اين اين مجلس براى مذاكره كردن در موضوع اين يادداشت كه از سفارت انگليس رسيده است صلاحيت ندارد آنگاه صداى خود را بلند كرده ميگويم نه تهران ايران است و نه ايران تهران صداى تحسين بلند مىشود و از گوشهئى شنيده مىشود امين الشريعه نماينده فارس ميگويد و نه تهران اين مجلس . نگارنده نطق خود را تعقيب كرده ميگويم يادداشت بايد برود بمجلس