يحيى دولت آبادى

195

حيات يحيى ( فارسى )

شورايملى و چون اين جمله نقشه نمايندگان است همه تصديق ميكنند بىآنكه بدانند بعد چه گفته خواهد شد نگارنده - اما كدام مجلس شورايملى مجلسى كه اكثريت آن طرف توجه و اعتماد ملت بوده باشد پس بهتر است كه پيش از انعقاد مجلس شوراى ملى براى رفع اعتراضات كه بر انتخاب پاره‌ئى از آقايان هست و افكار ملت را مشوش دارد فكرى بشود تا صميميت ميان ملت و نمايندگان بوده باشد آنگاه مجلس افتتاح شده بوظايف خود رفتار نمايد . اينجا همهمه در ميان نمايندگان افتاده چند تن از آنها مخصوصا سه نفر نمايندهء نمايندگان كه نام برده شدند زبان باعتراض ميگشايند و ميگويند توهين شد خارج از موضوع سخن گفته شد اگر كسى بانتخابات اعتراض دارد بايد بعد از افتتاح مجلس در مجلس بگويد بالجمله صداى هياهوى نمايندگان بلند مىشود و بيشتر آنها در اعتراض بر نگارنده شركت ميكنند و يكى از آنها فرياد مىكند ناطق را بزنيد از مجلس بيرون كنيد چون كسى گوش به حرف او نميدهد يك مرتبه قسمت عمده نمايندگان برخاسته در برابر نگارنده ايستاده مرا ملامت ميكنند مجلس به حال انقلاب افتاده است و نگارنده ساكت ايستاده رفتار كودكانهء كسانى را كه ميخواهند كشتى يك مملكت پر آشوب را بساحل نجات بكشانند تماشا ميكنم و چون اصرار ميكنند ناطق را از مجلس بيرون كنيد ميگويم من حرف حق زدم چرا بروم هركس نميتواند حرف حق بشنود روانه شود اين را ميگويم و بجاى خود مينشينم . اعتراض‌كنندگان را اين سخن و بىاعتنائى من بيشتر عصبانى كرده خود را آمادهء بيرون رفتن مينمايند كسى هم آنها را مانع نميشود و اگر مانع ميشد هم شايد آنها بيرون رفتن نگارنده را شرط ميكردند و اين كار بىكشمكش ميان آنها و طرفداران من صورت نميگرفت . بالجمله نمايندگان غير از چند نفر كه با نگارنده موافق بودند به صورت اجتماع از مجلس بيرون رفتند و در حال بيرون رفتن يكى از آنها ( سيد محمد تدين ) رو بمشير الدوله كرد و گفت بيانيه ششم « 1 » اسد تو بود كه ما را به اين روز انداخت و گرنه

--> ( 1 ) مرادش بيانيه‌ايست كه مشير الدوله در موضوع صحت و فساد انتخابات و لزوم مراجعه بافكار عمومى داده است و از پيش گفته شده .