يحيى دولت آبادى
160
حيات يحيى ( فارسى )
فصل هجدهم سياستبازى بيگانه و انحلال قزاقخانه در اين حال اردوى قزاق قسمتى در رشت مانده بجبران كسر وارد شده بر خود ميپردازد و قسمت ديگرش ميان رشت و انزلى بسنگرسازى پرداخته است بىآنكه بداند حاجتى به اين سنگرها خواهد بود يا نه ولى در مركز انتشارات غريب هست از مدد رسيدن از طرف قواى روس بمتجاسرين در انزلى و پيداست كه سياستى اقتضا كرده است براى اين شهرت بى اساس تا معلوم شود از روى چه نقشهايست در اين ايام نگارنده از زبان يكى از دوستان كه از وقايع گيلان كاملا و از عمليات و افكار انگليسيان در ايران تا يك اندازه آگاه است شنيدم ميگفت تا چند روز ديگر قضيه خاتمه مييابد و دعوا تمام مىشود گفتم بچه صورت گفت قزاقخانه منحل ميگردد صاحبمنصبان روسى ميروند اختيار قزاق بدست صاحبمنصبان انگليسى ميفتد كابينه هم بر هم مىخورد ميپرسم از كجا خبر دارى ميگويد از منابع انگليسى نگارنده اين خبر را با احتياط تلقى ميكنم چه ميبينم وزير جنگ يا كفيل آن خود برشت رفته اردوى دولتى را بمقاومت در برابر متجاسرين تشويق نموده است . پس از چند روز خبر ميرسد ميان قسمتى از قزاق كه در سنگرهاى خود ميان رشت و انزلى آرام نشسته بودند با متجاسرين كه در انزلى اقامت داشتند جنگ شروع شد و قزاقها بدون ضرورت عقبنشينى اختيار كردند به اين بهانه كه سردار استراوزلسكى از دور بيرقهاى روس بلشويك را بدست بيرقداران دشمن ديده گفته است ما با روس جنگ نميكنيم بايد عقب نشست . در نتيجه اين نشريات بىاساس و بىآنكه مختصر حملهئى از طرف متجاسرين شده باشد و بىآنكه قضيه بيرق قشون سرخ روس در دست متجاسرين حقيقت داشته باشد قزاقها سه سنگر را كه در راه انزلى داشتند خالى كرده بامر رؤساى روسى خود