يحيى دولت آبادى
151
حيات يحيى ( فارسى )
ژاندارمرى جمعى هم از تهران ميآيند و ميروند مانند ملك الشعراء بهار خراسانى ، ميرزا كريم خان گيلانى ، دكتر مؤدب الدوله كرمانى ، سيد محمد تدين بيرجندى ، اپيكيان ارمنى و غيره . مشير الدوله بعد از تشكيل كابينه خود وستهالنام سوئدى رئيس نظميه را كه از خواص وثوق الدوله و از مربوطين با انگليسيان است منفصل ساخته است او نيز يكجهت به اين كميته پيوسته است و همچنين بعضى ديگر از دوستان وثوق الدوله كه اكنون از كارها كه داشته منفصل شدهاند همه در اطراف اين حوزه گرد آمدهاند و بالجمله كميته زرگنده مركز سياست انگليس است در تهران در قسمتى كه بايد بدست ايرانيان انجام بگيرد مشير الدوله به اين حوزه اهميت نميدهد آنها هم بواسطه روابط خارجى كه دارند اعتنائى چندان برئيس دولت وقت نميكنند و تصور مينمايند عمر رياست او كوتاه است و اين يك عزل و نصب موقتى است براى مصلحت وقت و طولى نخواهد كشيد كه مهره بطاس آنها خواهد افتاد . يك جمع از معروفين بوطنخواهى كه بيشتر آنها از مهاجرين محرم يكهزار - و سيصد و سى و چهار ( 1334 ه ) هستند بدستيارى آقا ميرزا محمد صادق طباطبائى اعتدالى سابق و دوستان او حوزهئى تشكيل داده بخصوصيت شخصى با مدير كميته زرگنده به اين جمعيت مربوط و در كارها تا يك اندازه با آنها شركت مينمايند اين جمع از مسلك پيش خود دست برداشته خود را اكنون سوسياليست ميخوانند تا به اين عنوان بتوانند بلشويكها را فريب بدهند در صورتى كه عنوان سوسياليستى ببعضى از آنها بهيچوجه مناسبت ندارد خلاصه چيزى كه در اينوقت خاطر انگليسيان را در ايران مشوش و شاه و دولتيان را مضطرب دارد وقايع گيلان است و ترس اينكه ميرزا كوچك خان و مجاهدين رو بتهران بيايند ولى انگليسيان در اينوقت تدبيرى ميكنند كه تا مدتى بعد كسى بحقيقت آن پى نميبرد و آن اين است كه . يك قوهء ملى بدست متمولين گيلانى ضد ميرزا كوچك خان بتقليد همان قوهء مجاهدين كه از دريا در آمده رشت را تحت قدرت خود در آورده و جنگل را هم به خود ملحق ساخته است ميسازند تا اين قوه عمليات قوهء وارد شده را خنثى كرده